ترجمه اعتقادات شيخ صدوق - حسني، محمد علي - الصفحة ٦٩ - باب(هفدهم) اعتقاد در سؤال قبرها
قبرش و بجهنم افكندن در آخرت و بيشتر عذاب قبر بعلت سخنچينى و بدخلقى و بيمبالاتى ببول است.
و نهايت مرتبه عذاب قبر مؤمن مثل اختلاج چشم است يا مثل تأثير تيغ حجامت و اين كفاره تتمه گناهان او است كه كفاره آنها گرديده همها و غمها و مرضها و سختى جان كندن.
بدرستى كه جناب رسول ٦ فاطمه بنت اسد را در پيراهن مبارك خود كفن نمودند بعد از آنكه زنها از غسلش فارغ گرديدند و آن جناب جنازهاش را بر گردن مبارك بار نمودند و متصل در زير جنازهاش ميبودند تا وارد قبرش فرمودند، آنگاه بر زمينش گذارده خود داخل قبر شدند و در آن بپهلو خوابيدند، پس برخاستند و فاطمه را بر دست گرفته در قبرش گذاردند، بعد از آن سر مبارك را پيش برده رازى دراز با او گفتند و باو ميفرمودند: پسرت آنگاه بيرون آمدند و خاك بر قبر او هموار فرمودند، بعد از آن سر مبارك نزديك قبرش بردند و مردم شنيدند كه ميگفت. خداوندا بتو سپردمش، پس مراجعت فرمود، اصحاب عرض نمودند يا رسول اللَّه امروز شما را ديديم كه وضعى فرموديد كه پيش از اين روز نكرده بوديد فرمودند امروز نيكى ابو طالب را گم كردهام فاطمه چنان بود كه چون نزد او چيزى ميبود مرا بر خود و اولاد خود ترجيح ميداد و من وقتى ذكر قيامت مينمودم و ميگفتم مردى برهنه محشور مىشود فاطمه گفت وافضيحتاه من ضامن براى او شدم كه خدا او را در لباس بر انگيزاند و ذكر نمودم فشار قبر را فاطمه گفت: واضعفاه من برايش ضامن گرديدم كه خدا او را كفايت از آن نمايد پس در پيراهن خودم كفنش نمودم و در قبرش بپهلو خوابيدم بسبب اين و سرنگون بر او شدم و بزبانش دادم جواب سؤالى را كه از او مىشد و بدرستى كه او سؤال شد از