ترجمه اعتقادات شيخ صدوق - حسني، محمد علي - الصفحة ١٣٣ - باب(سى و نهم) اعتقاد در تقيه
و هر كه تركش كند پيش از خروج آن حضرت بتحقيق كه از دين خدا بيرون رفته و از دين اماميه خارج شده و مخالفت خدا و رسول و ائمه عليهم السّلام نموده.
و از آن حضرت سؤال شد از معنى اينكه حقتعالى فرموده كه:
گرامىترين شماها در نزد خداوند اتقاى شما است[١] فرمود عملكننده ترين شما بتقيه.
و بتحقيق كه حقتعالى مرخص فرموده اظهار دوستى كافران را در حال تقيه و فرموده: بايد مؤمنان كافران را دوست نگيرند غير از مؤمنان و هر كه بكند اين كار را نيست در هيچ چيزى از خدا، مگر اينكه تقيه نمائيد از كافران تقيهاى.
و ايضا فرموده كه: منع ميفرمايدتان خداوند از آنان كه جنگ با شما نكردند در دين و شما را بيرون ننمودهاند از ديارتان كه نيكى بآنها كنيد و بسوى آنها سلوك باعتدال نمائيد، بدرستى كه خداوند دوست مى دارد منصفان را، منع نمينمايد خدا شما را جز آن كسانى كه مقاتله نمودند با شما در دين و شما را از ديارتان اخراج نمودند و معاونت يك ديگر كردند بر اخراج شما و منع ميفرمايد از آنكه دوست گيريد آنها را و آن كسانى كه دوست مىگيرند آنها را ظالمانند.
و حضرت صادق ٧ فرمود كه خود ميشنوم كلام مردى را در مسجد و او مرا دشنام مىگويد و پنهان مىشوم از او بپشت ستون كه مرا نبيند و ايضا فرموده و مخالطه نمائيد با مردم بظاهر و مخالفت ايشان كنيد بباطن مادام كه حكمرانى بچهبازى است.
و ايضا فرمود: ريا با مؤمن شرك است و با منافق در خانه او عبادت است
[١] إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ.