ترجمه اعتقادات شيخ صدوق - حسني، محمد علي - الصفحة ١٣١ - باب(سى و نهم) اعتقاد در تقيه
باب (سى و نهم) اعتقاد در تقيه[١]
ابن بابويه رحمة اللَّه عليه گويد: اعتقاد ما در باب تقيه آن است كه آن واجب است، هر كه ترك تقيه نمود مانند كسى است كه ترك نماز نموده و بخدمت حضرت صادق ٧ عرض شد كه: يا ابن رسول اللَّه ما مىبينيم در مسجد مردى را كه فاش دشنام بدشمنان شما ميدهد و نامشان ميبرد، آن حضرت فرمود: چه مرض دارد خدا لعنتش كند ما را در معرض اذيت مياندازد، بتحقيق كه حقتعالى فرموده: دشنام مگوئيد
[١] گفته است شيخ مفيد رحمة اللّه تعالى كه تقيه كتمان حق و پوشيده داشتن اعتقاد در آن است و متعرض نشدن مخالفين و ترك يارى نمودن با ايشان بچيزى كه بعقب در آورد ضررى را در دين و دنيا و فرض تقيه وقتى است كه بداند بالبديهة و يا مظنه قوى يعنى بر ضرر بهمرساند پس هر زمان كه نداند ضررى را در اظهار حق و نه مظنه قوى در آن داشته باشد واجب نباشد فرض تقيه و بتحقيق كه امر نمودهاند حضرات ائمه صادقين عليهم السّلام جماعتى از شيعيان خود را بباز داشتن و نگاهداشتن خود از اظهار حق و در باطن و پوشيده نگاهداشتن آن از دشمنان دين و يارى نمودن بچيزى كه برطرف كند شك را از ايشان در باره مخالفت ايشان و بود آن اصلح براى ايشان و حضرات ائمه عليهم السّلام امر ميفرمودند جماعتى ديگر را از اصحاب خود بسخن گفتن با خصمان و آشكارا نمودن امر حق با ايشان و خواندن ايشان بسوى امر حق، بجهت دانستن ايشان عليهم السّلام كه ضررى نيست بر آن جماعت در آن.
پس تقيه واجب مىشود بحسب آنچه ياد نموديم آن را، و ساقط ميباشد فرض آن در مواضع ديگر بنحوى كه مقدم داشتيم آن را، و شيخ ابو جعفر رحمه اللّه تعالى اجمال نموده است گفتار را در آن و تفصيل نداده است آن را بنحوى كه ما بيان نموديم آن را و حكم نموديم آن را و حكم نموده است بآنچه اطلاق نموده است آن را در آن بدون تقيه نمودن بر خودش از براى ضايع نمودن فرض در تقيه و ترك نمودن مقتضاى آن زيرا كه كشف نموده است نفس خود را در آنچه اعتقاد نموده است آن را از حق بمجالس مشهوره خود و مقامات آنچنان كه معروف ميباشد و تصنيفات خود كه سير نموده است در آفاق و بر نخورده است مترجم گويد كه بعد از اين كلام در نسخه اصل بياضى ميبود و بعد از بياض چند سطرى ميبود كه مفاد محصلى بجهت ناتمامى نميداشت لهذا ترجمه نشد.
مصحح اين نسخه سيد محمود بن سيد جعفر الموسوى گويد كه آن نواقص را كه در اصل بياض بوده ما يافتيم و بترجمه آن مبادرت نموديم، اينك دنباله كلام شيخ مفيد عليه الرحمه است كه فرموده: و برنخورده است به تناقض بين افعال و اقوال خود و اگر شيخ ابو جعفر كلام در تقيه را در جاى خود مينهاد و آنچه را كه در لفظ مطلق آورده مقيد ميفرمود البته از تناقض خالى بود و حقيقة امر از براى كسانى كه راه راست مىطلبند در اين باب روشن و مبين ميگرديد و در فهم تقيه بر جويندگان بسته نميشد و در معنى تقيه بر اشكالى برنميخوردند و لكن شيخ ابو- جعفر بطريقه اصحاب حديث است در عمل كردن بظواهر الفاظ و عدول از طرق اعتبار و اين رائى است كه بر دين صاحبش ضرر دارد و كسى كه بر اين طريقه استوار باشد و عقل را بكار نبندد از دين حقايق و استبصار حق محروم است مفيد.