ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٨٣
٢٠- اين، فرزند كسى است كه فضل پيامبران دون فضل اوست، و فضل امّتهايشان دون فضل امت اوست.
٢١- خورشيد فروزان احسان او، گرمى و روشنى بر همگان افشانده و از اينرو در برابر اشعهى نيرومندش، تاريكى لجاج و ضلال از فضاى انديشه و دل گمراهان و ظلمت فقر از محيط زندگى مستمندان، و تيرگى ستم از آفاق حيات ستمزدگان، رخت بربسته و به يكسو رفته است.
٢٢- هر دو دستش ابرى فيّاض و رحمتگستر است، كه رگبار فيض فرومىبارد، و مادهى جود و عطايش- هيچگاه كاستى نمىپذيرد.
٢٣- خويى نرم و سازگار دارد، و مردمان، هر زمان از حدت خشمش در اماناند، و هميشه دو خصلت حلم و كرم جوانب شخصيت او را همى آرايند.
٢٤- هيچگاه، خلف وعده نمىكند، و نهادش آميخته با خير و طبيعتش سرشته با يمن و بركت است، و سياحت كرمش براى واردين آماده، و خوان احسانش پيش روى وافدين نهاده است، و چون با شدّت و صعوبتى روبرو شود، خردمند و حاذق و چارهجوى و بصير است.
٢٥- او از گروهى است كه دوستيشان دين است، و دشمنيشان كفر است، و قرب جوارشان، ساحل نجات و پناهگاه امن و امان است.
٢٦- ناگوارىها و گرفتارىها به يمن محبّتشان دفع مىشود، و احسان نعمتها به بركت آن محبّت فزونى همى گيرد.
٢٧- پس از نام خدا، نام ايشان بر همگان مقدّم است، و هركلام به نام ايشان زيب فرجام و حسن ختام همى پذيرد.
٢٨- اگر اهل تقوى شمرده شوند، ايشان پيشوايانشاناند، و اگر از بهترين اهل زمين باز پرسند، نام ايشان به ميان همى آيد.
٢٩- هيچ بخشايشگر به قلهى كرم و منتهاى جود ايشان نمىرسد، و هيچ قوم، به هر پايه از كرم كه باشد، قدرت همسرى و همسنگى ايشان ندارد.
٣٠- بزرگان اين خاندان به روزگار سختى و قحط سالى باران رحمتاند و به هنگام