ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٢٥٤
ذو ظليم، به دست او كشته شد. نام او در جاهليّت «يسار» بود، رسول خدا (ص) او را سليمان نام نهاد. وى مردى جليل بود و در كوفه سكنى گزيد و در خزاعه خانه بنا نهاد. او سيّد قوم خود بود و پس از مرگ معاويه، شيعيان در خانهى وى جمع شدند و براى امام حسين (ع) نامه نوشتند و آن حضرت را به كوفه دعوت كردند. ولى توفيق شهادت در وقعهى طف نيافت. پس از اين امر، سخت پشيمان شد و توبه كرد و در سال ٦٥ هجرى به همراهى مسيّب بن نجبه فزارى و عبد اللّه بن سعد بن نفيل ازدى و عبد اللّه بن وال تميمى و رفاعة بن شدّاد بجلى و جمعى از شيعيان كوفه، كه آنها را توّابون مىگويند، براى خونخواهى امام از بنى اميّه، به سوى شام حركت كردند و در عين ورده با لشكر شام تلاقى كردند. جنگ عظيمى رخ داد و سليمان به تير حصين بن نمير به شهادت رسيد.
سنّ او به هنگام شهادت، نود و سه سال بود، سر او را پس از شهادت، براى مروان به شام بردند.
(ر. ك: منتهى الآمال. سرمايهى سخن).
٥٦- مسيّب بن نجبه فزارى
از بزرگان شيعه بود و در عين الورده به همراه توّابون خروج كرد، و در سال ٦٥ در نبرد توّابون با لشكر شام، به شهادت رسيد. سر او را نيز پس از شهادت، براى مروان، خليفهى شام بردند.
٥٧- عبد اللّه بن وال تميمى
از بزرگان توّابون است و در عين الورده در سال ٦٥ هجرى بعد از شهادت سليمان بن صرد و مسيّب بن نجبه و عبد اللّه بن سعد، پرچم را به دست گرفت و جهاد كرد تا به شهادت رسيد.
٥٨- عبد اللّه بن زبير
عبد اللّه بن زبير بن عوّام، مادرش اسماء ذات النّطاقين، دختر ابو بكر بود. در جنگهاى