ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ١٥٣
استادان و شاعران عصر او
ابن رومى از ابو العبّاس ثعلب روايت كرده است. ابو رجاء قتيبة بن سعيد بن جميل ثقفى محدّث و دانشمند معروف، از كسانى است كه بر ابن رومى، املاى حديث كرده و شاعر ما از دست او آموزش گرفته است. ديگر از استادان او، محمّد بن حبيب، دانشمند بزرگ علم روايت و انساب است و ابن رومى در مفردات لغات به او مراجعه مىكرده است.
شاعران همعصر او، حسين بن ضحّاك، دعبل خزاعى، بحترى، على بن جهم، ابن معتز و ابو عثمان ناجم مىباشند. وى با شاعر نوپرداز آن عصر، ابن حاجب محمّد بن احمد، رابطهى دوستى و موّدت داشته است.
شهادت شاعر
در «تأسيس الشيعة» شهادت او را، در ايّام معتضد، شب چهارشنبه ٢٨ جمادى الأولى سال ٢٧٣ يا ٢٧٦ آورده است. بروكلمان آورده كه ابن رومى به سال ٢٨٣ يا ٢٨٤ يا ٢٧٦ به امر ابو الحسن قاسم بن عبيد اللّه، وزير معتضد عبّاسى مسموم شد، زيرا او از هجا و افشاگرى شاعر بيم داشت.
بنابر آنچه در «الغدير» آمده است، صحيحترين تاريخ وفات او، روز چهارشنبه، دو شب به آخر ماه جمادى الأولى از سال ٢٨٣ است.
اكثر مورّخان در مسموم شدن او اتّفاق دارند. ابن خلّكان گويد: «وزير ابو الحسن قاسم بن عبد اللّه بن سليمان بن وهب وزير معتضد او را با دسيسهى ابن فرّاش مسموم كرد.» سيّد مرتضى در أمالى (الغرر و الدّرر) گويد: عبيد اللّه بن سليمان، خصوصى به پسرش ابو الحسين، نوشت: زبان اين مرد (ابن رومى) از عقلش درازتر است و كسىكه چنين باشد بايد قبل از هرچيز از نيش زبانش ترسيد و به پايان كار نبايد انديشيد، او را از نزد خود بيرون كن. گفت: مىترسم چيزى را كه در حكومت ما پنهان داشته آشكار سازد و تا ما سركار هستيم آن را بين مردم پخش كند. گفت: فرزندم، مقصودم از بيرون كردن، طرد كردن او نيست بلكه مىخواهم مضمون شعر «أبى حيّهى نميرى» را دربارهاش بهكار برى: «نهانى او را گفتند، قربانت، مگذار او سالم به در رود اگر او را نمىكشى به ما اشاره