ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٢٢٥
موسى را به جنگ ابراهيم فرستاد. ابراهيم فريفتهى كوفيان شد و رو به جانب كوفه نهاد و در «باخمرى» با لشكر منصور مقابله كردند و بر آنها شكستى سخت وارد آوردند. ولى ناگهان تيرى كه معلوم نبود از دست چهكسى و از كدام صف، رها شد بر ابراهيم آمد و او از اسب بر زمين افتاد. شهادت ابراهيم در ذى حجّهى سال ١٤٥ هجرى واقع شد، و عمرش به هنگام شهادت به چهل و هشت رسيده بود. بعضى از شعراء و از جمله دعبل خزاعى در قصيدهى تائيّه، او را مرثيه گفتهاند:
|
قبور بكو فان و اخرى بطيبة |
و أخرى بفخّ نالها صلواتي |
|
|
و أخرى بأرض الجوزجان محلّها |
و قبر ببا خمرى لذى القربات |
|
ابراهيم داراى پنجه و بازويى نيرومند بود و در فنون علم، صاحب مقامى معلوم بوده است. جماعت بسيارى از اهل علم و نقلهى آثار با ابراهيم، بيعت كردند و مردم را به يارى وى تحريض نمودند.
(ر. ك: مقاتل الطالبييّن، ابو الفرج اصفهانى. عمدة الطّالب، ابن عنبه. تتمة المنتهى و منتهى الآمال، محدّث قمى).
٦- مأمون عبّاسى
ابو العبّاس عبد اللّه بن هارون ملقّب به مأمون، هفتمين خليفهى عبّاسى است كه پس از قتل برادرش امين، به خلافت رسيد. طاهر ذو اليمينين قاتل امين، از طرفداران و پشتيبانان مأمون بود و هم او بود كه امين را بكشت و سرش را به خراسان فرستاد. مأمون، وزارت را به فضل بن سهل و حكومت عراق و فارس و خوزستان و يمن را به برادر ديگرش، حسن بن سهل داد. و با تدبيرى، امام رضا (ع) را از مدينه به اجبار به خراسان آورد. و بعدا چون احساس خطر كرد، امام (ع) را مسموم كرد. ايّام خلافت مأمون قريب به بيست و يك سال طول كشيد. آغاز خلافتش سال ١٩٦ هجرى و پايان آن سال ١٩٨ بود.
(ر. ك: تتمة المنتهى، محدّث قمى).