ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٢٢٤
نكرده بودم، مردم در بلاى عظيم بودند. عيسى بر بالاى كوه سلع با نداى بلند براى محمّد امان فرستاد. ولى محمّد گفت: امان شما را وفايى نيست و مردن به عزّت، به از زندگانى به ذلّت. در اين وقت لشكر محمّد از گرد او پراكنده شده بودند و از صدهزار نفر كه با او بيعت كرده بودند، سيصد و شانزده نفر با او بودند. محمّد و اصحاب او غسل كردند و حنوط بر خود پاشيدند و ستوران خود را پى نمودند و حمله كردند و سه دفعه، لشكر بنى عبّاس را شكست دادند. لشكر عيسى به يكباره حمله كرد و همهى آنها را شهيد كردند. محمّد، شهيد شد و سرش را نزد منصور فرستادند. منصور دستور داد تا سر محمّد را بر كوفه نصب كنند و در شهرها بگردانند ابو الفرج در مقاتل الطالبييّن، شمارى از بزرگان فقها و علماء را نام مىبرد كه همراه محمّد خروج كردهاند.
(ر. ك: مقاتل الطالبييّن، ابو الفرج اصفهانى. تتمة المنتهى، محدّث قمى. عمدة الطّالب، ابن عنبه).
٥- ابراهيم بن عبد اللّه بن الحسن بن على بن ابى طالب
ابراهيم بن عبد اللّه، معروف به قتيل با خمرى در بصره خروج كرد و جماعت بسيارى از اهل فارس و اهواز و جمع كثيرى از زيديه و از معتزلهى بغداد، با او بيعت كردند. عيسى بن زيد بن على بن الحسين (ع) نيز با او بود. منصور، عيسى بن موسى و سعيد مسلم را با لشكر بسيار به جنگ او فرستاد و در سرزمين باخمرى در اراضى طف واقع در شش فرسخى كوفه، جنگى رخ داد كه در آن ابراهيم به همراه چهارصد يا به قولى پانصد تن از پيروانش به شهادت رسيدند. در تذكرهى سبط كيفيّت شهادت ابراهيم، چنين آمده است: در غرّهى ماه شوّال و به قولى رمضان ١٤٥ هجرى ابراهيم در بصره خروج كرد و جماعتى بىشمار با او بيعت كردند. منصور در اين سال مشغول بناى بغداد بود. به او خبر دادند كه ابراهيم بن عبد اللّه در بصره خروج كرده و بر اهواز و فارس غلبه كرده است و جماعتى بسيار دور او را گرفتهاند و مردم به رغبت و ميل، با او بيعت مىكنند. قصد او خونخواهى برادرش محمّد (نفس زكيّه) و كشتن منصور است. منصور نخست بيمناك شد، زيرا صدهزار تن لشكر همراه ابراهيم بودند و منصور بجز دوهزار سوار، لشكرى نداشت. لشكريان او در شام و افريقيه و خراسان متفرّق شده بودند. منصور، عيسى بن