ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٢٨٩
زمان اقامت پدر در بغداد، رئيس بيمارستان جندىشاپور بود. و از طرف هارون، رئيس اطباء شد و در اين سمت، باقى ماند تا درگذشت. (منظور خوارزمى همين فرداست كه اموالش به آن حدّ رسيده بود.) پسر او جبريل نيز طبيب هارون و جعفر برمكى و مأمون بود. خاندان بختيشوع، در دستگاه عبّاسيان، مقرّب بودند.
(ر. ك: دايرة المعارف فارسى).
١٤٤- بغا تركى
نام دو تن، از سرداران ترك در حكومت عبّاسيان، بغاى صغير و بغاى كبير. بغاى صغير متوفّاى ٢٥٤ هجرى و قاتل متوكّل است. او با دوستش وصيف در عهد منتصر و مستعين، فرمانرواى دستگاه عبّاسيان بود. و معتزّ او را بكشت. بغاى كبير، متوفّاى ٢٤٨ هجرى از سرداران معتصم و جانشيان اوست. براى تحكيم حكومت عبّاسى، لشكركشىهايى به مدينه و ارمنستان و بيزانس كرد و بعد از قتل متوكّل، در به حكومت رساندن مستعين، دست داشت.
(ر. ك: المنجد في الأعلام).
١٤٥- افشين اشروسنى
خيدر بن كاوس، متوفّاى ٢٢٦، آخرين امير اشروسنه و سردار معروف معتصم عبّاسى.
نزد مأمون اسلام آورد. بعد از پدرش، اشروسنه بدو رسيد. معتصم او را به دفع بابك فرستاد و او پس از چند سال جنگ، بابك را گرفت و خرميّهى آذربايجان را قلع و قمع كرد و با فتح و ظفر به بغداد آمد. خليفه او را بسيار اكرام و اعزاز مىكرد. چندى بعد متّهم به همكارى با بابك و مازيار شد و بعد از پايان كار آندو، معتصم به سبب فتنهى منكجور، در حقّ وى نيز، بدگمان شد. گويند نقشهى قتل معتصم و فرار به بغداد را داشت كه به دام افتاد. پس از محاكمه، به جرم زندقه و ارتداد، به زندان افتاد. پس از آن به زهر كشته شد و جسدش را به دار آويختند و سپس سوزاندند و به دجله ريختند.
(ر. ك: دايرة المعارف فارسى).