ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٢٥٣
العتبات المقدّسة).
٥٤- عبيد اللّه بن زياد
فرماندار اموى، والى خراسان و عراق، پسر زياد بن ابيه يا بهتر بگوييم، پسر مرجانه. وى همان زنازادهاى است كه حضرت على بن ابى طالب (ع) براى ميثم تمّار به او اشاره مىكنند و مىفرمايند:
اى ميثم! ترا آن مرد زشتخوى و قسيّ القلب پسر كنيز زناكار، يعنى عبيد اللّه بن زياد خواهد گرفت.
در سال ٥٤ هجرى قمرى به سن ٢٥ سالگى ولايت خراسان يافت و پس از آن فرماندار بصره شد. وى در سركوبى فتنهى خوارج اهتمام فراوان به كار برد. در سال ٦٠ هجرى از جانب يزيد بن معاويه، فرماندار كوفه شد و مسلم بن عقيل را به شهادت رساند. از جانب يزيد براى جنگ با امام حسين (ع) مأمور شد و پسر سعد ابى وقّاص را فرماندهى آن كرد.
بعد از مرگ يزيد، از كوفه گريخت و به شام رفت و اينبار خود را در خدمت مروانيان (فرزندان چلپاسه) نهاد، و مأمور سركوبى قيام توّابون شد. سرانجام در سال ٦٧ هجرى قمرى از مختار شكست خورد و به دست ابراهيم بن مالك اشتر به هلاكت رسيد.
سراقهى باهلى در شعرى گفته است:
|
لعن اللّه حيث حلّ زياد |
و ابنه و العجوز ذات البعول |
|
خدا لعنت كند آن مكان- يا زمانى- كه زياد را در خود جاى داد. و لعنت خدا بر ابن زياد و آن زنىكه در يك زمان چند شوهر داشت! عمر بن عبد العزيز گويد:
اگر من از قاتلان حسين بن على (ع) بودم و بعد از آن فرضا مشمول رحمت خداوندى شده و به بهشتم مىبرد، بازهم از حضرت پيامبر (ص) خجالت كشيده و داخل نمىشدم.
(ر. ك: الكنى و الألقاب. ريحانة الادب. دايرة المعارف فارسى).
٥٥- سليمان بن صرد خزاعى
وى از نيكان صحابه بود و در جنگ صفّين با على عليه السّلام همراه بود، حوشب