ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٥٠
٣- بكّاره هلالى
از زنان شجاع و از دولتمردان عصر امير المؤمنين است. در صفّين شركت جست و از امام (ع) دفاع كرد. رجزهاى او به هنگام تشويق سپاهيان امام (ع) به دفاع از امام (ع) و مقابله با امويان، زبانزد است.
بعد از شهادت امام (ع) معاويه او را به دمشق فراخواند و به جهت خاطر آن اشعار محاكمه و معاتبه كرد ولى او ايستاد و بر عقيدهاش نسبت به حضرت على (ع) پافشرد.
از اشعار اوست كه مورّخان نوشتهاند در پيش معاويه و سعيد بن عاص گفته است:
|
قد كنت أطمع و لا أرى |
فوق المنابر من أميّة خاطبا |
|
|
فاللّه أخّر مدّتي فتطاولت |
حتّى رأيت من الزّمان عجائبا |
|
|
في كلّ يوم لا يزال خطيبهم |
بين الجميع لآل أحمد عائبا |
|
آرزو داشتم كه بر روى منبرها خطيبى از امويان را مشاهده نكنم
ولى خداوند مرگم را پس انداخت و عمرم را دراز كرد تا آنجا در زمانه شگفتىها ديدم!
هرروز و پيوسته خطيبشان [امويان] در ميان جمع به سرزنش خاندان پيامبر (ص) مىپردازد!
[بلاغات النّساء، إبن طيفور ص ٥٣- ٥٤ و العقد الفريد، إبن عبد ربّه ج ٢، ص ١٠٥ و ديوان أشعار التشيّع، ص ٢١٠- ٢١١]
٤- سوده بنت عماره
از ياران امير المؤمنين على عليه السّلام و مناصران او بود. در صفّين شركت داشت و با اشعار خود از امام (ع) دفاع كرد.
معاويه او را به شام فراخواند و محاكمه كرد اما او از كردهى خود پشيمان نشد و پيوسته در پيش او از امام (ع) دفاع كرد.
از اشعار او است كه در پيش معاويه بر او خوانده شد.
|
شمّر كفعل أبيك يا ابن عمارة |
يوم الطّعان و ملتقى الأقران |
|
|
و انصر عليّا و الحسين و رهطه |
و اقصد لهند و ابنها بهوان |
|