ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ١١٤
٣- من در كفر قاتل او شكّى ندارم، شكّم در كفر آنهايى است كه تنهايش گذاشتند و او را در نبرد با باطل رها كردند.
٤- مرا سرزنش مىكنند كه آل محمّد (ص) را دوست دارم، خاك بر دهان سرزنشگر باد!
٥- من از نزديك با مسلك و آيين شما تماس گرفتم، ولى از آن طرفى نبستم و سودى نجستم.
٦- آيين شما، جفاى به آل پيامبر (ص) است، و من مىدانم آنكه با آل پيامبر (ص) درافتد ره به جايى نبرد.
در شعر، پيام را زيركانه جا مىداد و به توريه سخن مىگفت. به گونهاى كه جز هارون كه غرور و عجب از خود بيخودش كرده بود، همه كلامش را و منظورش را مىيافتند. او در شعر نام هارون مىآورد، ولى منظورش امام على (ع) بود. و در اين مورد به حديث مشهور «أنت منّي بمنزلة هارون من موسى» استناد مىكرد:
|
آل الرّسول خيار النّاس كلّهم |
و خير آل رسول اللّه هارون |
|
در اشعار او، چهرهى هارون با هالهاى از قدس پوشيده مىشود و بر تمام خاندان پيامبر برترى مىيابد. به عقيدهى او هركه از هارون خشم و كين در دل داشته باشد نمازهاى پنجگانهاش نيز پذيرفته نخواهد شد.
|
أيّ امرىء بات من هارون في سخط |
فليس بالصّلوات الخمس ينتفع |
|
در بيت بعد، هارون را بعد از پيامبران، بهترين درگذشتگان و برجاىماندگان، توصيف مىكند:
|
يا خير ماض و خير باق |
بعد النّبيّين في الأنام |
|
واضح است كه هارون جز امير المؤمنين على (ع) كس ديگر نمىتواند باشد. سيّد مرتضى در أمالى گويد: «او با هارون صافى نبود، هارون را در اشعار مىآورد و در باطن، منظورش از هارون، امير المؤمنين على بن ابى طالب- عليه السّلام- بود كه در حديث پيامبر- درود خدا بر او و خاندانش باد- چنين آمده است.
«أنت منّي بمنزلة هارون من موسى»