ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٢١٨
نسب و نيكى سرانجام خود، مىستاييم و از او مىخواهيم كه ما را دمى به خود وانگذارد و بر مقتضاى كردارمان از ما حساب نكشد و ما را از كجفهمى حشويّه ١٦٧، لجاجت حروريّه ١٦٨، شكّ واقفيّه ١٦٩، ظلمت افكار حنفيّه ١٧٠، اختلاف آراى شافعيّه ١٧١ و نجّاريّه، ستيز بكريّه ١٧٢، ناصبىگرى مالكيّه ١٧٣، جبر جهميّه ١٧٤، تكاسل راونديّه ١٧٥، روايات كيسانيّه ١٧٦، انكار عثمانيّه ١٧٧، تشبيه حنبليّه ١٧٨، دروغ غلات خطابيّه ١٧٩، مصون دارد. و ما را بر ناصبىگرى اصفهانى و كينتوزى نسبت به اهل بيت، چونان طوسى يا چاچى ١٨٠ و بينش مرجئهى كوفى ١٨١ و تشبيه قمى و جهل شامى و حنبلىگرى بغدادى و باطنىگرى مغربى و حنيفه دوستى بلخى و تناقضگويى حجازى و بىدينى سگزى (سيستانى) و غالىگرى شيعى كرخى، محشور نگرداند. از او مىخواهيم كه در آن روز كه هركس با امامش فراخوانده شود و هرفرقه، زير پرچمش گرد آيد، ما را در زمرهى كسانى محشور نمايد كه دوستشان مىداريم. همانا او شنوا است و نزديك، مىشنود و مستجاب مىگرداند!
***