ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٨٤
اشتعال جنگ شيران بيشهى شجاعتاند.
٣١- خوى بزرگوارى و دستهاى بخشاى ايشان مانع از آنست كه نكوهش و مذمّت در ساحت مجد و عظمتشان فرود آيد.
٣٢- عسر معيشت و سختى زندگى، دستهاى بخشايشان را از جود و عطا نمىبندد، و اين گشادهدستى در هردو حالت، توانگرى و درويشى، براى ايشان يكسان است.
٣٣- كدامين قبيله از قبايل بشر است كه از نياكان اين شخصيت عظيم، يا از خود اين شخص كريم، منّتى و نعمتى بر ذمهى خود نداشته باشد.
٣٤- هركه خدا را بشناسد- به حكم ضرورت- نياكان اين امام (ع) را همى شناسد، زيرا مردم جهان، دين خدا را از خانهى او بهدست آورده و در پرتو هدايت اين خاندان از كفر و شرك رستهاند.
٣٥- در تاريكىهاى مصائب و مشكلات و ظلمات مشاجرات و منازعات، تنها خانهى اين خاندان در ميان خانههاى قريش است، كه نور اميد در برابر ديدگان اميدوار همى افشاند، و به حلّ مشكلات و فصل خصومات مردمان همّت همى گمارد.
٣٦- زيرا محمّد (ص) جد امجدش نشان عظمت و جلالت، و جدّ ديگرش على (ع) مظهر قدرت و شجاعت است.
٣٧- ميدان كارزار «بدر» و درهى «أحد» و صحنهى پراضطراب جنگ «احزاب» گواه فداكارى و جانفشانى اوست، و سرگذشت روز پيروز فتح مكّه براى دوست و دشمن معلوم و مفهوم است.
٣٨- عرصهى معركهى «خيبر» و «حنين»، دو شاهد دليرى و سلحشورى اويند، و در كنار درههاى نيرومند و قلاع بلند يهود «بنى قريظه»، روز وحشتناك تاريك و دشوارى هست، كه از قوّت قلب و نيروى ايمان و زور بازوى او باز مىگويد.
٣٩- اين صحنههاى پرهيجان، پايگاههايى است كه در برابر هريك از حوادث و نوائبش چارهى كار و تدبير كارزار از دسترس «صحابه» بيرون بوده است. و اين حقيقتى است كه من آن را- به مانند اهل حقد و حميّت و حسد و عصبيّت در پردهى لجاج و عناد جاهليّت پوشيده نداشتهام. ٤