ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٨١
|
٣٨- و خيبر و حنين يشهدان له |
و في قريطة يوم صيلم قتم |
|
|
٣٩- مواطن قد علت في كلّ نائبة |
على الصّحابة لم أكتم كما كتموا |
|
ترجمهى قصيده
١- اى كه مرا از سر منزل جود و كرم همى پرسى، مرا از نشان آن سخنى است كه چون جويندگانش فرا رسند باز خواهم گفت.
٢- اين- كه تو او را نمىشناسى- همان كسى است كه سرزمين «بطحا» جاى گامهايش را مىشناسد، و كعبه و حلّ و حرم در شناسايىاش همدم و همقدماند.
٣- اين، بهترين بندگان خدا است، اين، همان شخصيت منزّه از هرآلودگى و رذيلت، و پيراسته از هرعيب و علّت، و مبرّا از هرمذمت و منقصت و كوه بلند علم و فضيلت، و پرتو افشان عظيم هدايت است.
٤- اين، كسى است كه «احمد مختار» پدر اوست، كه تا هرزمان قلم قضا بر لوح قدر به گردش باشد، درود و رحمت خدا بر روان او روان باد.
٥- اگر «ركن» بداند كه كدامين كس ببوسيدنش گام فرانهاده، هر آينه فروخواهد افتاد، تا جاى پاى او را بوسه باران سازد.
٦- اين همان «على» است كه پدرش پيامبر خداست، همان پيامبر كه اقوام و امم در پرتو هدايت او رهسپار سر منزل هدايت گشتهاند.
٧- اين همان كسى است كه «جعفر طيّار» و «حمزهى شهيد» عموهاى اويند، حمزه همان قهرمان نامدار و هژبر دشمن شكارى كه محبّتش را با جان و وجدان هرانسان آزاده پيوندى دقيق و پيمانى وثيق است.
٨- اين، فرزند فاطمه، سرور بانوان جهان است و پسر پاكيزه گوهر وصّى پيامبر است كه آتش قهر و شعلهى انتقام خدا از زبانهى تيغش همى درخشد.
٩- هر زمان كه قبايل قريش به سوى او بنگرند، شعرا و خطباى ايشان به مدح و ثنايش زبان همى گشايند، و بىاختيار اذعان و اقرار مىكنند كه: هرگونه جود و احسان به او همى پيوندد و كاروان كرم در منزلگاه مكارم او رخت همى كشاند.