ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٥٨
و هم از نظر خرد. شيعى بود و شاعر و حاضر الذّهن و در گفتار و حديث ثقه بود. از ابو ذرّ و ابن عبّاس و على (ع) و ديگران، نقل قول كرده است. ٦
عسقلانى در كتاب «الإصابة» به نقل از مرزبانى چنين ذكر كرده است: أبو الأسود در خلافت عمر به بصره مهاجرت كرد، و امام على (ع) در دوران خلافت خود او را بهجاى ابن عبّاس به فرماندارى آن شهر برگزيد. او علوى بود. ٧
يافعى در «مرآت الجنان» نقل مىكند كه: أبو الأسود، از بزرگان و اعيان تابعان بود. جزء ياران امير المؤمنين على بن أبى طالب بود و در نبرد صفّين شركت كرد. وى از كاملترين و زبدهترين ياران امام (ع) بود، در رأى و خرد و همو نخستين كسى است كه به راهنمائى امام (ع)، علم نحو را تدوين كرد. ٨
ابن الأنبارى در كتاب «النّزهة» چنين نقل مىكند: أبو الأسود از كسانى است كه با امير المؤمنين على (ع) مصاحبت داشت و از ياران مشهور و دوستداران امام (ع) و فرزندان او بود. ٩ چون خبر شهادت امام (ع) به او رسيد، آنقدر بگريست تا تعادل خود را از دست داد و آنگاه اشعارى سرود كه مطلع آن چنين است:
|
ألا أبلغ معاوية بن حرب |
فلا قرّت عيون الشّامتينا |
|
قاضى نور اللّه شوشترى در «مجالس المؤمنين» نقل مىكند:
معاويه، هديهاى همراه حلوايى پرورده با زعفران براى أبو الأسود فرستاد. دختر أبو الأسود به پدر گفت: اين هديه از كيست؟ أبو الأسود گفت: اين را معاويه فرستاده است تا با خدعه ما را از دينمان خارج كند. دختر، فى البداهه چنين سرود:
|
١- أبا الشّهد المزعفر يا ابن حرب |
نبيع عليك أحسابا و دينا! |
|
|
٢- معاذ اللّه، كيف يكون هذا؟ |
و مولانا أمير المؤمنينا ١٠ |
|
١- اى پسر حرب (معاويه)! مىخواهى با حلواى پرورده با زعفران شرف و حسب و دين ما را بخرى؟