ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٢٥١
سپاس خدا را كه شهادت ما را به دست بدترين خلق خود قرار داده است.
(ر. ك: طبرى. سرمايهى سخن).
٥١- حنظلة بن اسعد شبامى
وى از وجوه شيعه، شجاعان، فصحاء و ياران با وفاى امام حسين (ع) در كربلاست. او را به جهت نسبتش به شبام (مكانى در شام) شبامى گويند، و بنو شبام، بطنى از قبيلهى همداناند.
طبرى گويد: حنظلة بن اسعد شبامى، پيش روى امام ايستاد و فرياد كرد: اى قوم به راستى من بر شما از عذابى چونان روز احزاب مىترسم. همانند عذابهايى كه بر قوم نوح و عاد و ثمود و جز آنها رسيد، و خدا ستمى براى بندگان نخواهد. اى قوم من بر شما از روز قيامت بيم دارم. روزى كه از سعادت، نااميد شويد و به سوى عذاب خدا روى آريد و شما را پناهى نباشد. آنكس را كه خدا گمراه كند، راهى به سعادت نخواهد برد. اى مردم، مبادا حسين (ع) را بكشيد و خدا شما را به عذاب خود هلاك گرداند و آن كه دروغ گويد، زيان خواهد برد.
حضرت به او فرمود: اى پسر اسعد، خدا ترا رحمت كند، آنگاه كه اين مردم دعوت ترا رد كردند و تو و اصحابت را مورد حمله قرار دادند، شايستهى عذاب خدا گشتند. آنگاه، حنظله از امام اجازه خواست تا به ميدان رود و امام فرمود: برو بهسوى آنچه از دنيا و آنچه در آنست، بهتر است و در آن جاويد خواهى بود. آنگاه حنظله با سلام بر امام و اهل بيت امام (ع)، عازم ميدان شد و شمشير زد تا به شهادت رسيد.
(ر. ك: طبرى، سرمايهى سخن).
٥٢- عابس بن ابى شبيب شاكرى همدانى
عابس، از رجال شيعه، رئيس، شجاع، خطيب، عابد و متهجّد بود. سخن او با مسلم بن عقيل در وقت ورود به كوفه معروف است. طبرى گويد كه:
مسلم نامهاى به حضرت امام حسين (ع) نوشت- و اين بعد از بيعت كوفيان با او بود- و