ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٢١٥
آنها را بسپوزانند. اى بنى عبّاس! چون شما تن به چنين ننگى مىدهد و بر اين كار صبر مىكند. اما پهلوان شجاع، تنها در ميدان نبرد شكيبا و پايدار است. آيا هراز چندى بايد فرزندى از فرزندان پيامبر خدا محمّد (ص) كشته شود و به خون در غلطد؟»
ابراهيم بن عبّاس صولى ١٣٧، نويسنده و عامل منتخب بنى عبّاس هنگامىكه توسط مأمون از خاصان و مقرّبان شد، گفته است:
«او با اموال خود شما بر شما منّت مىنهد و از صد، يكى به شما داده شود!»
چرا نبايد گروهى كه پسرعموهاى خود را از گرسنگى جانكاه مىكشند و در عوض، سرزمين ترك و ديلم را پر از سيم و زر مىكنند، سرزنش شوند! كسانىكه دست يارى بر سر مغربى و فرغانى مىكشند، ولى بر مهاجران و انصار ستم مىكنند! سياهان نبطى را به وزارت و ختنهناشدگان و گنگان عجم را به فرماندهى رساندند، و در آن حال آل ابى طالب را از ميراث مادر و فىء جدّشان بازمىداشتند. علوى، مستمند لقمهى نانى است كه از او دريغ كنند و در حالىكه شكايت خويش به روزگار عرضه مىدارد پيوسته گرسنهاش مىدارند. از اين سو، خراج مصر و اهواز و صدقات حرمين (مكّه و مدينه) و حجاز به سوى ابو مريم مدينى ١٣٨ و ابراهيم موصلى ١٣٩ و ابن جامع سهمى ١٤٠ و زلزل ١٤١ نوازنده و برموصا ١٤٢ را مشگر، سرازير مىشود. زمينها و املاك بختيشوع ١٤٣ نصرانى براى خوراك سرزمينى كفايت مىكرد. و ميزان دريافتى بغا ١٤٤ تركى و افشين اشروسنى ١٤٥ براى جمع بسيارى از مردم، كافى مىنمود.
گويند متوكّل دوازده هزار تن معشوقه براى خود برگزيده بود. و در اين وقت سيّدى از سادات اهل بيت با يك تن زنگى و يا سندى، روزگار بهسر مىآورد. خراج، خاصّ مسخرگان و سفرههاى ختنهسوران و بهرهى سگبازان و ميمونپروران و مخارق ١٤٦ و علّويه ١٤٧ آوازهخوان و زرزر ١٤٨ و عمرو بن بانه ١٤٩ دلقك بود. نسبت به لقمهاى و يا جرعهاى بر فاطميانّ بخل مىورزيدند و با آنها به حساب مثقال و حبّه رفتار مىكردند و پسماندههاى غذا را به هزاران درهم مىفروختند. و براى آنان از خوراك نظاميان، جيره تعيين مىكردند. كسانىكه خداوند خمس را بر آنان حلال و صدقه را حرام و بزرگداشت و محبّتشان را واجب دانسته است، در تنگدستى مىگذرانند و از فقر و نادارى، جان