ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٢١
مقدّمه
معنى ادبيّات و شمول آن
كلمهى «ادب»، نزد عرب، بر معانى گوناگون دلالت دارد. در جاهليّت اين كلمه براى دعوت به مهمانى بهكار مىرفت. به روزگار جاهليّت و اسلام، اين واژه بر خلق كريم و شريف و اثرات آن در زندگى عام و خاصّ اطلاق مىشد. سپس، بر تهذيب نفس و آموزش معارف و شعر اطلاق شد. در قرن نهم و بعد از آن، اين لفظ، شامل همهى علوم و فنون از فلسفه و رياضى و نجوم و شيمى و طب و اخبار و علم انساب و معارف مىشد.
در قرن دوازدهم لفظ ادب، بر شعر و نثر و نحو و علم لغت و عروض و بلاغت و نقد ادبى، مشتمل بود.
امروز، مراد از لفظ ادب، دو چيز است: فنّ نويسندگى و آثارى كه اين فنّ در آن نمايانگر مىشود. با عنايت به اين حدود، ادب را چنين تعريف مىكنيم: «ادب مجموعهى آثار نگارشيافتهاى است كه عقل انسانى در آن بهوسيلهى انشاء و نويسندگى، نمايان مىشود.
(نقل از تاريخ الأدب العربي، حنّاء الفاخوري، ص ٣٤)
نيز گفتهاند:
ادب، ورزيدنهاى ستودهاى (و دگرگون ساختن حالت نفسى بد به حالت نيك) است كه انسان در پى آن، صاحب يكى از فضيلتها (ى اخلاقى و نفسى) گردد. و اين رياضت (ورزيدن، رام ساختن و دگرگون كردن اخلاق و حالات نفسى) چنانكه با تمرين و تأمّل- خردورى و چيزيابى- و شباهت به همرساندن (با دارندگان ملكات خوب و تقليد از آنان) تواند بود، با خواندن و بررسى سخنان حكيمانهاى كه در زبان هرقومى هست، نيز تواند بود. ادبيات هرقوم، گنجينهى نثر و شعر آن قوم است.
(ادبيّات و تعهّد در اسلام، محمد رضا حكيمى، ص ٣٩ و ٤٠ به نقل از الوسيط)
انواع علوم ادبى: علوم ادبى، شانزده نوع است، بدينشرح: ١- علم لغت ٢- علم اشتقاق ٣- علم صرف ٤- علم نحو (اعراب) ٥- علم معانى ٦- علم بيان ٧- علم بديع ٨- علم انشاء ٩- علم نقد النّثر (نثرشناسى، و از فروع آن سبكشناسى) ١٠- علم عروض ١١- علم قافيه