ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ١٦٩
(ص) هستيد (ثقلين).
٣- مثل شما و قرآن، از روز نخست، مثل آسمان و دو ستارهى فرقدان است.
٤- پس آندو (كتاب و عترت)، به جاى مستخلف خود در روى زمين بحقّ خلافت الهى دارند.
٥- و اين بيان گويندهى راست گفتار است كه تا نزد حوض كوثر كه بر او وارد شوند هيچگاه از هم جدا نشوند. ١١
مقام ادبى شاعر
مىگويند: متوكّل از ابن جهم پرسيد: از ميان شعرا از همه برتر كيست؟ او شعراى دورهى جاهليّت و اسلام را ياد كرد، آنگاه همين سؤال را از ابو الحسن، امام هادى (ع) كرد: او فرمود حمّانى است در آنجا كه گويد:
|
١- لقد فاخرتنا من قريش جماعة |
بمدّ خدود و امتداد أصابع |
|
|
٢- فلمّا تنازعنا المقال قضى لنا |
عليهم بما يهوى نداء الصّوامع |
|
|
٣- ترانا سكوتا و الشّهيد بفضلنا |
عليهم جهير الصّوت في كلّ جامع |
|
|
فإنّ رسول اللّه أحمد جدّنا |
و نحن بنوه كالنّجوم الطّوالع |
|
١- از قريش، گروهى به چهرههاى گشاده و انگشتهاى كشيده بر ما فخر فروختند.
٢- وقتى در اين گفتار با ما به نزاع پرداختند، آهنگ صومعهها به نفع ما و عليه آنان داورى كرد.
٣- ما در اين نزاع، ساكت به نظر مىرسيم، ولى بانگ بلند مساجد بزرگ عليه آنها به فضل و بزرگى ما گواهى مىدهد.
٤- مگر نمىدانيد، رسول اللّه «احمد» جدّ ما است و ما فرزندان او چون اختران فروزانيم.
متوكّل گفت: اين آهنگ صومعهها چيست؟ امام (ع) فرمود: أشهد أن لا إله إلا اللّه و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه آيا او جدّ من است يا جدّ تو؟ متوكّل خنديد و گفت: جدّ تو است ما او را از تو نمىگيريم. ١٢