ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ١٦٨
١- از خاك او، بوى مشكى برخاست. اين بوى مشك، چيزى جز عطر اعضاى قطعه قطعه شدهى او نبود.
٢- اقوام بزرگوار و عزيز، هريك آرامگاهى دارند، و از آن ميان اين آرامگاه نصيب يحياى نيك نفس گرديد. ١٠
كه مىتوانست به روزگار عبّاسيان، اينگونه با جسارت از دشمنشان كه با سلاح بر حاكميتشان شوريده بود، سخن گويد و چنين از او به نيكى دفاع كند. مگرنه اين بود كه حكم بن اعور، جيرخوار محقّر بنى اميّه، پس از شهادت زيد بن على با افتخار سروده بود كه:
|
صلبنا لكم زيدا على جذع نخلة |
و لم نر مهدّيا على الجذع يصلب |
|
١- اين ما بوديم كه زيد را بر شاخ نخل به دار آويختيم، و ما هيچگاه نديدهايم كه هدايت يافتهاى را بر شاخ نخل به دار زنند.
ما چنين جسارتى را تنها از علويان ديديم. و اين حمّانى علوى بود كه با دل چون كوه استوارش و همّتى بزرگتر از كوه از عهدهى چنين مهمّى برمىآمد و خون شهيدان را در مزرعهى شهادت شيعه، پاس مىداشت.
|
قلبي نظير الجبل الصّعب |
و همّتي أكبر من قلبي |
|
- دلم چون كوه استوار است و همّتم بزرگتر از دلم.
ابن شهر آشوب در «مناقب»، در فضل «حسنين»- عليهما السّلام- اين اشعار را به او نسبت داده است:
|
١- أنتما سيّدا شباب الجنا- |
ن يوم الفوزين و الرّوعتين |
|
|
٢- يا عديل القرآن من بين ذا الخل |
ق و يا واحدا من الثّقلين |
|
|
٣- أنتما و القرآن في الأرض مذأ- |
زل مثل السّماء و الفرقدين |
|
|
٤- فهما من خلافة اللّه في الأر- |
ض بحقّ مقام مستخلفين |
|
|
٥- قاله الصّادق الحديث و لن |
يفترقا دون حوضه واردين |
|
١- شما دو سرور جوانان بهشتيد، روزى كه دو پيروزى و دو ترس در پيش است.
٢- اى همپايهى قرآن در ميان خلق، و اى آنكه يكى از دو يادگار گرانبهاى پيامبر