ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ١١٩
و قريحه و طبع شعر، نيك برخوردار است.» ٥
اين ملاقات بين استاد و شاگرد تا آنجا در ابو تمّام تأثير نهاد كه به قول ابن رشيق در «العمده»: «ابو تمّام در مسائل شعرى از ديك الجن شاعر شام در نمونهها و امثال، فراوان سود برده و پيروى كرده و حتّى بعضى مضامين را سرقت كرده است.» ٦
داستانى كه بيشتر مورّخان ذكر كردهاند، داستان غلام و كنيزك است كه گويند در اثر اختلاط باهم به دست شاعر كشته شدند. اگرچه بيشتر مورّخان آن را از يكديگر نقل كردهاند، با تحقيقى بيشتر و نگاهى ژرفتر به زندگى شاعر، مىتوان آن را ساختگى دانست، همانگونه كه نظر يكى از محققّان معاصر همچنين است. در «اعيان الشّيعة» مىخوانيم كه: «آنچه در اين مورد نقل كردهاند ظاهرا بر ساختهاند، چرا كه شاعرى چون او، با خرد فراوان و سيرت نيكو و كنارهگيرى از دربارها، در اوج شهرت شعرى و بهرهمندى مردم از اشعار او، بعيد مىنمايد كه چنين كار سبك و بىمعنائى از او سرزده باشد». ٧
شيخ ابو محمّد جعفر بن احمد بن حسين سرّاج، اين داستان را به شخص ديگرى از عرب نسبت داده است.
ديك الجنّ و شعوبيگرى
داستان شعوبيگرى ديك الجنّ را غالب مورّخان بدون ذكر سند كافى نقل كردهاند. آنچه در «الأغانى» آمده اينست كه: «بسيار به تشيّع عشق مىورزيد و عليه عرب تعصّب داشت.» نيز مىگفت: «عرب بر ما هيچگونه برترى ندارد، آنچه موجب تجمّع و وحدت ما و ايشان شده ولادت ابراهيم است. همانگونه كه اسلام آوردند ما هم اسلام آورديم.
هركس از آنان كه كسى از ما كشت به همان علّت كشته شد. خداى عزّ و جلّ درحالىكه ما را تحت لواى يك دين جمع كرده، هيچگونه برترىاى متوجّه آنان نكرده است» ٨
بايد گفت: آنچه مورّخان از درك و تحليل آن تا اندازهاى عاجز بودهاند، اعتراض ديك الجنّ و اعلام برابرى نژادى و برادرى دينى بوده است. او چون از شاعران عقيده بود، و با انقلابيون از خاندان على (ع) رابطه داشت، و خواستهاى انقلابهاى