در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٩٢ - سيف بن عمر، در ترازوى نقد

«اين روايت منكر است و به همين دليل ساقط از اعتبار»[١].

ما براى شناخت وضعيّت سيف و ميزان قابليّت وى براى نقل روايت، بيش از اين نيازمندِ بيان نيستيم؛ زيرا چنان كه ديديد، وى را با توصيفاتى از قبيل وضّاع، كذّاب، زنديق، متروك الحديث، داراى احاديث منكره و ... خوانده‌اند.

و تمام هدف و مقصود ما كه تحقيق درباره سند اين افسانه و ساير روايات سيف را، كه همه به غايت، دور از واقع هستند- بر عهده گرفته‌ايم، اين است كه در اين زمينه روشنگرى كنيم؛ زيرا در ذهن برخى چنين تبادر مى كند كه قصّه ابن سبا كه به اين حد از شهرت رسيده و بسيارى از مورّخان آن را نقل كرده‌اند، حتماً به درستى و وثاقت راويان و ناقلان آن اطمينان داشته‌اند كه آن را در كتابهاى خود آورده و به اين شهرت رسانده‌اند.

امّا حقيقت اين است كه اين شهرت، از تواتر روايت، يا صحّت روايات سيف حاصل نشده است بلكه تنها مأخذ اين داستان چنان كه گذشت- طبرى است و ديگر مورّخانِ متأخّر از طبرى، همچون: ابن اثير، ابن كثير، ابن خلدون، ابوالفداء و ديگران، همه از طبرى نقل قول كرده‌اند.


[١] - صحيح ترمذى: ٥/ ٦٩٧، ح ٣٨٦٦.