در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١١٩ - ٢ - عمار بن ياسر

«تو را گروه سركش و ستمگر به قتل مى‌رسانند».

آنان گفتند: ما عمّار را نكشته‌ايم؛ كسى او را كشته است كه او را به ميدان جنگ آورده و در برابر نيزه‌هاى ما قرار داده است. و اين تأويل، با حقيقت و ظاهر لفظ روايت، منافات دارد؛ چرا كه قاتل به كسى گفته مى‌شود كه مستقيماً ديگرى را به قتل برساند؛ نه كسى كه از مقتول، طلب يارى كند و به همين جهت، آنان كه در راستاى حق و حقيقت بر ديگران اوْلى بودند، در ردّ اين تأويل گفتند: آيا رسول خدا و اصحاب آن حضرت كه حمزه و ساير شهدا را به جنگ مشركان برده و آنان را به دم تيغ مشركان سپردند، قاتل آنان هستند؟»[١].

اگر بخواهيم به ذكر روايات وارد در بيان فضيلت عمّار ادامه دهيم، اين مختصر را گنجايش آن نيست؛ زيرا ما در صدد بيان شرح حال او نيستيم و اين مبحث را به صورت جنبى آورده‌ايم.

امّا آنچه اكنون در صدد بيان آن هستيم، اين است كه از بزرگترين جرأتها بر خدا و رسول خدا (عليهما السلام) اين است كه چنين جسارتهايى به شخصيّتى روا داشته شود كه عمر خود را با مبارزه و جهاد در راه اسلام و تحمّل شكنجه آغاز كرده و با شهادت در راه دفاع از حقّ و احقاق آن به پايان رسانده است، يا اين كه او را از


[١] - الصواعق المرسله، ابن قيم جوزيه: ١٠.