در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٣ - نقد استنباط قرآنى

باشد كه آن را در تقدير بگيريم. و بر فرض اين كه مقدّرِ محذوفى هم داشته باشيم، تقدير در آيه موجب جواز روزه در سفر نمى گردد. عبارت: فَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ- فأفطر- فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ دلالت حتمى بر رخصت و جواز روزه ندارد تا اين كه تقدير را تأييدى بر نظريّه رخصت بدانيم و چه بسا غرض آيه اين است كه: مسافرى كه مقيّد است در سفر روزه بخورد و روزه اش را خورد، اصل واجب از او ساقط نمى گردد بلكه او بايد بعد از پايان ماه رمضان، قضاى آن را بجا آورد.

يعنى تقدير گرفتن كلمه «فأفطر» كافى نيست؛ چرا كه چه بسا روزه خوردنش به خاطر اين بوده كه روزه خوردن را در سفر واجب مى دانسته است؛ بنابراين، تقدير گرفتن كلمه ( (فأفطر)) نمى تواند تأييدى براى نظريّه رخصت و جواز افطار روزه در سفر باشد.

علّامه طباطبائى (رحمه الله) مى فرمايد:

«گروهى كه اكثريّت علماى اهل سنّت و جماعت هستند، مى گويند: آيه: فمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ دلالت بر رخصت و جواز روزه مسافر دارد، بنابراين، مريض و مسافر، بين روزه گرفتن و افطار كردن، مخيّر هستند، ولى اين را دانستى كه مفهوم ظاهر آيه: فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وجوب افطار روزه است، نه رخصت و جواز و اين مطلب از ائمّه اهل بيت (عليهم السلام) نيز روايت شده و اعتقاد جمعى از صحابه مثل عبدالرحمن بن عوف، عمر بن خطّاب، عبدالله بن عمر،