در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣١ - ٧ - سنن ابوداوود
شوند، من در خواب، مردى را ديدم كه نزديك من آمد و ناقوسى در دست او بود. از او پرسيدم، آيا ناقوس را نمىفروشى؟ گفت: مىخواهى آن را چه كنى؟ گفتم: با آن، مردم را به نماز دعوت مىكنيم. گفت: آيا تو را به وسيلهاى بهتر از اين راهنمايى نكنم؟ گفتم: چرا، گفت: بگو:
الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر، اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان لا اله الا الله، اشهد انَّ محمّداً رسول الله، اشهد ان محمّداً رسول الله، حيّ على الصلاة، حيّ على الصلاة، حيّ على الفلاح، حيّ على الفلاح، الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله.
سپس كمى از من دور شد و گفت: و در اقامه نماز ميگويى:
الله اكبر، الله اكبر، اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان لا اله الا الله، اشهد انَّ محمّداً رسول الله، اشهد انَّ محمّداً رسول الله، حيّ على الصلاة، حيّ على الصلاة، حيّ على الفلاح، حيّ على الفلاح، قد قامت الصلاة، قد قامت الصلاة، الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله.
پس از فراسيدن صبح، خدمت رسول خدا (ص) رسيدم و آنچه را در خواب ديده بودم، براى او تعريف كردم، فرمود: به خواست خدا، اين رؤيا صادقه است، برخيز و آنچه را در خواب ديدهاى، براى