در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٠ - ٧ - سنن ابوداوود
پيامبراكرم (ص) رفت و عرض كرد: من در خواب و بيدارى بودم كه شخصى بر من ظاهر شد و اذان را به من ياد داد. عمربن خطّاب نيز كه بيست روزِ قبل، اين رؤيا را در عالم خواب ديده بود، امّا آن را مخفى نگاه داشته بود، در اين هنگام رؤياى خودش را بازگو كرد.
پيامبر (ص) پرسيد: چرا خوابت را مخفى نگاه داشتى؟ عرض كرد: عبدالله بن زيد بر من پيشى گرفت؛ از اين رو، حيا كردم كه آن را بازگو نمايم، پس از آن رسول خدا (ص) فرمود:) اى بلال! ببين كه عبدالله بن زيد، چه مىگويد: همان را اجرا كن. و بدين ترتيب، بلال اذان گفت.
ابوبشر مىگويد: ابوعمير براى من نقل كرده است كه انصار مىگفتند: اگر عبدالله بن زيد در آن ايّام مريض نبود، رسول اكرم (ص) او را موذّن قرار مىداد».[١]
همچنين وى مىنويسد:
«محمّد بن منصور طوسى، از يعقوب، از پدرش، از محمّد بن اسحاق، از محمّد بن ابراهيم بن حارث تيمى، از محمّد بن عبدالله بن زيد بن عبد ربّه، از پدرش عبدالله بن زيد روايت كرده است:
هنگامى كه رسول خدا (ص) دستور داد تا ناقوسى تهيّه شود و به وسيله آن، دخول وقت اعلام شود تا مردم براى نماز جماعت جمع
[١] - سنن ابى داوود: ١/ ١٣٤، كتاب الصلاة، باب بدء الاذان، ح ٤٩٨، چاپ دار احياء التراث العربى.