پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٥٠ - ٢ نخستين پرستشگر
گفتار و كردارش جلوهگر شد تا آنجا كه فرمود:
«قرّة عينى فى الصلاة»؛[١]
نماز روشنايى ديده من است.
او در انتظار فرارسيدن وقت نماز به سر مىبرد و براى ايستادن در برابر خدا اشتياقش فزونى مىيافت و به مؤذّن خود بلال مىفرمود:
بلال! با اذان خود ما را آرامش ببخش.[٢]
آن بزرگوار همواره با اعضاى خانواده خود به گفتوگو مىنشست، ولى آنگاه كه وقت نماز فرامىرسيد [چنان از سخن گفتن با آنان خوددارى مىكرد] كه گويى يكديگر را نمىشناسند.[٣] و هرگاه نماز بهپا مىداشت از سينهاش خروشى چون صداى غليان ديگ جوشان به گوش مىرسيد.[٤] از بيم خدا آنقدر مىگريست كه محل نمازش تر مىشد[٥]. به اندازهاى نماز مىگزارد كه پاهاى مباركش متورّم مىشد، به او مىگفتند: خداوند كه گناهان گذشته و آينده شما را بخشيده، چرا اينگونه عبادت مىكنى؟! مىفرمود:
آيا نبايد بندهاى سپاسگزار باشم؟.[٦]
آن حضرت، ماه شعبان و رمضان و سه روز از هر ماه را روزهدار بود[٧] و با حلول ماه رمضان رنگ چهره مباركش دگرگون مىشد و نمازگزاردنش افزون مىگشت و با تضرع و زارى به دعا و نيايش مىپرداخت. با فرارسيدن دهه آخر
[١] . امالى طوسى ٢/ ١٤١.
[٢] . بحار الانوار ٨٣/ ١٦.
[٣] . اخلاق النبى و آدابه/ ١٠٢٥١.
[٤] . همان.
[٥] . اخلاق النبى/ ٣٢. صحيح بخارى ١/ ٣٨١ حديث ١٠٧٨.
[٦] . وسائل الشيعه ٤/ ٣٠٩.
[٧] . سنن النبى/ ٣٠٠.