پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٢ - همپيمانى قواى كفر و غزوه خندق
داشت، رسيد.
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم جهت چارهجويى براى اين كار، با يارانش به مشورت نشست و درنهايت به اين نتيجه رسيدند كه با حفر خندقى، گذرگاهاى مناطق باز و بدون مانع مدينه را سنگربندى و تقويت كنند. پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم به اتفاق مسلمانان از شهر خارج شد تا در حفر آن خندق با مسلمانان شركت جويد و كار حفر را بين خود تقسيم كردند و حضرت با اين گفته خود آنان را تشويق به كار مىكرد: «زندگى واقعى، زندگى آخرت است، پروردگارا! مهاجر و انصار را ببخشا.»[١]
البته با وجود تلاش و كوشش و شور و شوقى كه مسلمانان مخلص از خود ابراز داشتند، نمىتوان نقش منافقان و آنانى كه از زير بار مسئوليّت شانه خالى كردند، ناديده گرفت.[٢]
نيروهاى مشركان با تعدادى بيش از ده هزار جنگجو، مدينه را به محاصره درآوردند؛ ولى خندق، مانع ورود آنها به شهر گرديد. اين نيروها با مشاهده اين شيوه دفاعى كه برايشان ناآشنا بود، ترس و وحشت وجودشان را فرا گرفت. رسول گرامى صلّى اللّه عليه و اله و سلم به اتفاق سه هزار رزمنده از شهر خارج و در دامنه كوه سلع اردو زد و جهت برابرى با موارد پيشبينى نشده وظائف و مسئوليتهاى افراد را مشخّص نمود.
اين احزاب، نزديك به يك ماه همچنان مدينه را در محاصره داشته، اما از ورود به آن عاجز و ناتوان بودند. عملكرد مسلمانان در اين راستا بسيار درخور تحسين بود. على بن ابى طالب عليه السّلام يگانه دلاورمرد اين عرصه، بهشمار
[١] . البدايه و النهايه ابن كثير ٤/ ٩٦ و مغازى ١/ ٤٥٣.
[٢] . آياتى از قرآن كريم نازل و از شيوه ذلتپذيرى پرده برداشته و از مركزيت عمل به رهبرى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم حمايت كرده است. احزاب/ ١٢- ٢٠.