پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٩ - بخش نخست بعثت خجسته و آثار خارق العادهاش
سپس جبرئيل آنچه را از سوى خداى عزّ و جلّ بدو وحى شده بود، به پيامبر وحى نمود و آنگاه به آسمان بالا رفت و محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلم از كوه پايين آمد درحالىكه عظمت و شكوه و جلال خدا سراسر وجودش را فراگرفته و از عظمت مقام كبريايىاش تبولرز بر او عارض شده بود ... نگرانى وى شدت يافت. بيم آن داشت كه مبادا قريش گفتهاش را تكذيب كنند و او را مجنون بخوانند و بگويند شيطان بر او مسلّط شده است.
وى از همان نخست، خردمندترين آفريدگان خدا و كريمترين بندگان او بهشمار مىآمد و تنفرآميزترين چيزها نزد او شيطان و گفتار و كردار ديوانگان بود. ازاينرو، خداى عزّ و جلّ خواست سينهاش را بگشايد و به او قوّت قلب ببخشد؛ به همين سبب كوهها و صخرهها و گلولاى را به سخن آورد. به هركدام از آنها كه مىرسيد او را ندا مىدادند:
السلام عليك يا محمد، السلام عليك يا ولىّ اللّه، السلام عليك يا رسول اللّه.
بر تو مژده باد كه خداوند تو را فضل و برترى و پاكسيرتى و زيبايى بخشيد و به صفات نيك آراست و تو را برتر از آفريدگان اوّلين و آخرين قرار داد. از اينكه قريش تو را مجنون و منحرف از آيين [نياكان] بخوانند، اندوهگين مباش. انسان برتر كسى است كه پروردگار جهانيان او را برترى بخشد و فرد شريف و بزرگوار آن است كه آفريدگار همه موجودات، او را مجد و بزرگوارى عطا كند. از اينكه قريش و گردنكشان عرب، تو را تكذيب كنند، نگران مباش؛ چراكه پروردگارت تو را به برترين جايگاه شرف و بزرگوارى خواهد رساند و به والاترين مراتب بالا خواهد برد و دوستداران تو را به واسطه وجود جانشينت على بن ابى طالب عليه السّلام از نعمتها بهرهمند كرده و شادمان مىسازد و دانش تو را به واسطه وجود كليد و دروازه شهر حكمتت على بن ابى طالب، ميان بندگان خود و مرز و بومشان منتشر مىسازد و