پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨١ - ٢ ديدار زهرا عليها السلام با پدر
بود كه از نگارش وصيّت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم جلوگيرى كردند[١].
پيامبر مهربان از بيم اينكه مبادا حاضران به اسائه ادب خويش ادامه داده و به انكار موضوع مهمتر از آن برآيند، در مورد نوشتن آن وصيّت و سفارش پافشارى نشان نداد، زيرا حضرت از مقاصد آن افراد بهخوبى آگاه بود و زمانى كه براى بار دوم براى نوشتن وصيّت، بدان حضرت مراجعه كردند، فرمود: آيا پس از آن سخنانى كه گفتيد (چنين درخواستى از من داريد)[٢]؟! و سپس آنان را به سه چيز سفارش كرد، ولى كتب تاريخى تنها دو سفارش، يكى بيرون راندن مشركان از جزيرة العرب و ديگرى اعطاى جايزه به هيئتها را، همانگونه كه خود بدانها جايزه مىداد، يادآور شدهاند.
آقاى محسن امين عاملى با نقدى بر اين مطلب مىگويد: اگر كسى در اين موضوع دقت نمايد ترديدى به خود راه نمىدهد كه محدثان نه از سر فراموشى بلكه بهطور عمد از بيان سومين سفارش آن حضرت كه درخواست دوات و استخوان شانه جهت نگارش وصيّتى براى آنان بود، سكوت كردهاند. و در حقيقت، سياست، آنها را به سكوت و فراموشى، مجبور ساخت.[٣]
٢. ديدار زهرا عليها السّلام با پدر
حضرت زهرا عليها السّلام با دنيايى از حزن و اندوه وارد خانه شد و به چهره پدر كه در آستانه لقاى پروردگار خويش قرار داشت خيره شده بود. او با دلى شكسته و چشمى اشكبار در كنار پدر نشست و اين شعر را زمزمه كرد.
[١] . صحيح بخارى كتاب العلم ١/ ٢٢ و ٢/ ١٤؛ ملل و نحل ١/ ٢٢؛ طبقات كبرى ٢/ ٢٤٤.
[٢] . بحار الأنوار ٢٢/ ٤٦٩.
[٣] . اعيان الشيعه ١/ ٢٩٤؛ صحيح بخارى باب مرض النبى.