پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٧ - ورود به مكه
بهت و حيرتى آميخته با ترس و وحشت، مشركان را فراگرفت. هنگامى كه انصار، رفتار رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم را با مردم مكّه ملاحظه كردند، از اين بيمناك شدند كه مبادا رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم به اتفاق آنان به مدينه بازنگردد و در اين زمينه پرسشهايى در ذهنشان خطور كرد. پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم كه در حال مناجات با خدا بود از سخنانى كه ميان انصار ردوبدل مىشد آگاه شد، ازاينرو متوجه آنان شد و فرمود:
«پناه به خدا مىبرم كه چنان باشد من در كنار شما زندگى مىكنم و در كنارتان مىميرم.»
حضرت با اين سخن اعلان داشت كه مدينه، پايتخت اسلام باقى خواهد ماند.
پس از آن، مردم جهت بيعت با پيامبر نزد حضرت شتافتند و مردان با او بيعت نمودند و عدهاى از مسلمانان براى شفاعت كسانى كه خونشان مباح دانسته شده بود، نزد حضرت واسطه شدند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم آنان را بخشيد.
سپس زنان براى بيعت، نزد حضرت حضور يافتند و دست خود را به عنوان بيعت در ظرف آبى كه پيامبر دست مباركش را در آن نهاده بود، گذاشتند، [به گفته قرآن] با اين شرط كه شريكى براى خدا قرار ندهند و دزدى نكنند و عمل منافى عفت مرتكب نشوند و فرزندان خود را به قتل نرسانند و به يكديگر تهمت و افترا نبندند و در كارهاى خداپسندانه با تو مخالفت نورزند.[١]
وقتى پيامبر شنيد فردى از قبيله خزاعه- همپيمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم- به يكى از مشركان حمله كرده و او را به قتل رسانده است با اظهار خشم از اين حادثه بهپا خاست و فرمود: مردم! خداوند از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريد مكّه را در سرزمينى مورد احترام قرار داد و تا روز قيامت نيز چنين خواهد بود، هر فردى كه به خدا و
[١] . بحار الأنوار ٢١/ ١١٣؛ و سوره ممتحنه، آيه ١٢.