پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٥ - ورود به مكه
مشركان را در هر حالى، حتى اگر به پرده كعبه چنگ زده باشند، روا اعلام كرد زيرا اين افراد جنايات بزرگى در حق اسلام و پيامبر مرتكب شده و سخت دشمنى ورزيده بود.
با نمايان شدن خانههاى مكّه، اشك در چشمان مبارك رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم حلقه زد. نيروهاى پيروزمند اسلام از چهار سمت مكّه وارد شهر شدند. ورود آنان جلوهاى از سربلندى و پيروزى بر سرتاسر شهر پوشانده بود. رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم بهپاس لطف و عنايت و نعمتى كه خدا بدو ارزانى داشته بود و به شكرانه اينكه پس از تحمل رنج و دشوارى در مسير اعتلا و بلند آوازه كردن كلمه حق، سرزمين ام القرى زير فرمان رسالت و دولت آن بزرگوار درآمده بود، درحالىكه در برابر عظمت خدا سر تعظيم فرود آورده بود وارد مكّه شد.
به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم پيشنهادهاى فراوانى شد كه در منازل مردم مكّه، حضور يابد ولى آن حضرت نزول اجلال در خانه كسى را پذيرا نشد. پس از استراحتى كوتاه غسل انجام داد و بر مركب خويش سوار شد و تكبير گفت و مسلمانان نيز با وى نداى تكبير سردادند. صداى تكبير آنان در كوه و درّهها- كه برخى سران شرك از بيم اسلام و پيروزى آن- بدانجا گريخته بودند، طنين افكند.
حضرت در حال طواف به هريك از بتهاى موجود اطراف كعبه كه اشاره مىكرد و مىفرمود: قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً و بتها به رو، بر زمين سقوط مىكردند.
آنگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم به على عليه السّلام فرمان داد تا بنشيند و حضرت براى شكستن بتهاى كعبه بر دوش او بالا رود ولى على عليه السّلام قادر نبود سنگينى بار نبوت وجود مقدس پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم را بر دوش خويش كشد. ازاينرو، على عليه السّلام بر دوش پسرعمويش پيامبر بالا رفت و به شكستن بتها پرداخت. سپس نبى مكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم كليدهاى كعبه را خواست و در آن را گشود و وارد كعبه شد و