پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩١ - ٦ خيانت به مسلمانان
كرد و اين كار سبب شد ترس و وحشت وجودشان را فراگيرد و باسرعت به سمت مكّه حركت كنند.[١] رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم و مسلمانان به مدينه بازگشتند و تا حد زيادى روحيه از دسترفته خود را بازيافتند.
٦. خيانت به مسلمانان
در جامعهاى كه قدرت و زور شمشير بر آن حاكم بود طبيعى به نظر مىرسيد كه مشركان پس از شكست مسلمانان در احد، به آنان چشم طمع دوخته باشند؛ ولى نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم بيدار بود و به كليه تغيير و تحولات توجه و بر سلامت رسالت و قدرت آن پافشارى داشت و در ايجاد دولت و حراست از آن كوشا بود. وى اخبار و اطلاعات را به دست مىآورد و از تصميمات دشمن آگاه مىشد و بهسرعت و پيش از آنكه مشركان به اهداف خود برسند بدانان پاسخ مىداد. سريّهاى به فرماندهى ابو سلمه براى سركوب يورش بنى أسد به مدينه، از شهر خارج شد و در مأموريتى كه به وى محوّل شده بود، موفقيت حاصل كرد[٢] و مسلمانان نيز توانستند مكر و حيله شرك را كه براى هجوم به مدينه آماده مىشد، دفع نمايند.
جمعى از دو قبيله «عضل» و «قاره» به حضور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم شرفياب و از آن حضرت خواستار اعزام مبلّغ شدند تا مسايل دينى را به آنها بياموزد و پيامبر رحمت نيز كه در راستاى گسترش رسالت اسلامى تلاش مىكرد، به خواسته آنان پاسخ مثبت داد. گروهى از مشركان توانستند با مسلمانان از در حيله و نيرنگ درآيند. اين دستهاى خيانتكار در منطقه «ماء الرجيع» به
[١] . مغازى ١/ ٣٤٠.
[٢] . مغازى ١/ ٣٤٠.