پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٨ - شكنجه، وسيله سركوب مؤمنان
برادر و همسرش جدايى مىافكند. بدينترتيب اين افراد خود را ميان مردم جا زدند تا شايعه پليد خود را بين آنان منتشر سازند.[١]
شكنجه، وسيله سركوب مؤمنان
نيروهاى كفر و شرك از منصرفكردن رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم و ياران حقطلب وى از ادامه گسترش رسالت اسلامى، عاجز و ناتوان ماندند، چنانكه عقل و خردشان نيز از درك توحيد و ايمان درماند؛ و تمام تلاشهاى آنان براى متوقف ساختن رسالت و يا انحراف آن، بىحاصل گشت. ازاينرو، جز به كارگيرى فشار و قساوت و سنگدلى و شكنجه به عنوان ابزارى براى مبارزه با انسانهاى باايمان، چارهاى نديدند و بدينترتيب، هر قبيلهاى بر مسلمانان جمع خود يورش برده و آنها را دستگير و به زندان افكندند و با زدن و تحميل گرسنگى و تشنگى، آنان را مورد شكنجه قرار دادند تا ايشان را از دين و آيين خود و پيام الهى روگردان سازند.
اميّة بن خلف، بلال را در آفتاب سوزان نيمروز روى شنزارهاى مكّه مىخواباند و با فجيعترين شيوه وى را تحت شكنجه قرار مىداد.
عمر بن خطاب كنيزك خود را- به دليل اسلام آوردن- با ضربوشتم مورد شكنجه قرار مىداد و آنگاه كه خود خسته مىشد، مىگفت: مرا معذور دار كه بهجهت ملالت و خستگى از تو دست برداشتم و بنى مخزوم، عمار و پدر و مادرش را از شهر بيرون مىآوردند و در شنزارهاى مكّه شكنجه مىكردند.
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم نزد آنان مىرفت و مىفرمود:
اى خاندان ياسر، شكيبايى پيشه كنيد كه وعده شما بهشت است.
آزار و شكنجه اين افراد به پايهاى رسيد كه سميّه، مادر عمار نخستين
[١] . سيره نبوى ١/ ٢٨٩.