پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧ - پيشگفتار شيوه قرآن در ارائه و پژوهش تاريخ و سيره
قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي ..؛[١]
بگو: من نشانه روشنى از پروردگارم دارم ...
قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي ...؛[٢]
بگو: اين راه من است! من و پيروانم با بصيرت كامل همه مردم را به سوى خدا دعوت مىكنيم ...
اين همان منطق قرآنى است كه نمايى از پابرجايى و استوارى تلقى مىشود ... ازاينرو، بايد گفت چگونه ممكن است خداوند پيامبرى را برگزيند كه از برانگيختهشدن خود و رسالتى كه از ناحيه پروردگارش به او واگذار شده بىاطلاع باشد و از نشانههايى كه از سوى خداى خويش مىبيند، اطمينان حاصل نكند تا بدانجا كه ديگران وى را مطمئن سازند؟! با عقل سازگار نيست كه وى به پيامبرى مبعوث و براى امر نبوّت مهيا شود و خود نداند پيامبر است و از ناحيه خدا براى راهنمايى مردم برانگيخته شده است، يا در مأموريت خود دچار شك و ترديد شود؛ تا چه رسد به اينكه تصور كند حقيقت را از كسى كه بايد خود، او را هدايت كند، به دست آورد و خداوند به اين حقيقت اشاره فرموده است:
آيا كسى كه به سوى حق هدايت مىكند براى پيروى شايستهتر است يا آنكس كه خود هدايت نمىشود مگر آنكه هدايتش كنند، شما را چه مىشود چگونه داورى مىكنيد؟[٣]
نماى روشنى كه قرآن كريم از شخصيت پيامبران الهى ترسيم نموده و دلايل عقلى نيز آن را مورد تأييد قرار داده است بنيانش استوار و ثابت است تا
[١] انعام/ ٥٧.
[٢] يوسف/ ١٠٨.
[٣] أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ يونس/ ٣٥.