پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣١ - ٢ فتح مكه
به نظر مىرسد نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم با استفاده از اصل غافلگيرى، علاقه داشت بىآنكه قطره خونى ريخته شود بهسرعت پيروزى همهجانبهاى به دست آيد، ولى اين خبر به فردى رسيد كه تحت تأثير عواطف و احساس خويش قرار گرفته بود و او ماجرا را طى نامهاى به قريش نوشت و توسط زنى نزد آنان فرستاد. وحى الهى نازل شد و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم را در جريان امر قرار داد، پيامبر به على عليه السّلام و زبير فرمان داد خود را بهسرعت به آن زن رسانده و نامه را از او بستانند. على بن ابى طالب عليه السّلام با ايمان بسيارى كه نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم داشت، نامه را از آن زن گرفت[١].
پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم با دريافت نامه، مسلمانان را در مسجد گرد آورد تا از سويى عزم و اراده آنان را تقويت كند و از خيانتكارى برحذر دارد و از سوى ديگر اهميّت فرونشاندن عواطف و احساسات را در راه رضاى خدا، برايشان تشريح نمايد. مسلمانان، حاطب بن ابى بلتعه فرستنده نامه را كه سوگند به خدا خورده بود قصد خيانت نداشته، به اينسو و آنسو مىكشاندند و عمر بن خطاب خشمگينانه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم اجازه خواست تا وى را بكشد، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود:
اى عمر! تو از كجا مىدانى؟ شايد خداوند بر اهل بدر توجهى نموده و بدانان فرموده باشد هرچه مىخواهيد انجام دهيد من شما را بخشيدهام.[٢]
[١] . سيره نبوى ٣/ ٣٩٧؛ مغازى ٢/ ٧٩٦.
[٢] . امتاع الاسماع ج ١/ ص ٣٦٣، المغازى ج ٢/ ص ٧٩٨. به نظر برخى محققان، اين حديث جعلى است.
ر. ك: سيرة المصطفى/ ٥٩٢.