پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣١٧ - نه جبر و نه اختيار
گفت: به خدا سوگند! خداوند تو را نمىبخشايد و وارد بهشت نمىسازد خدا فرشتهاى نزد آنان فرستاد و روحشان را قبض كرد و هردو در پيشگاه الهى گرد آمدند، به فرد گنهكار فرمود: به واسطه رحمتم وارد بهشت شو و به ديگرى (عابد) فرمود: آيا مىتوانى از رحمت من در مورد بندهام جلوگيرى كنى؟ عرضه داشت:
پروردگارا! خير؛ فرمود: او را به سمت آتش دوزخ ببريد.
نه جبر و نه اختيار
٩. «ان اللّه لا يطاع جبرا و لا يعصى مغلوبا، و لم يهمل العباد من المملكة، و لكنّه القادر على ما اقدرهم عليه، و المالك لما ملّكهم ايّاه، فان العباد إن ائتمروا بطاعة اللّه لم يكن منها مانع و لا عنها صاد، و إن عملوا بمعصيته فشاء أن يحول بينهم و بينها فعل، و ليس من شاء أن يحول بينك و بين شىء و لم يفعله، فأتاه الذى فعله كان هو الذى أدخله فيه»؛[١]
٩. خداوند، نه به زور و اجبار فرمانبردارى شود و نه مغلوب نافرمانى گردد.
سرپرستى بندگان را واننهاده است، ولى او بر آنچه بندگان را توانايى بخشيده، قادر است و مالك هرچيزى است كه به آنها عطا كرده است، بهراستى اگر بندگان همواره در اطاعت الهى باشند، مانع و بازدارندهاى بر سر راهشان نيست و اگر نافرمانى خدا كنند و خداوند بخواهد ميان آنان و نافرمانى جدايى بيندازد مىتواند.
چنين نيست كه هركسى بخواهد ميان تو و چيزى، مانع شود ولى آن كار را انجام ندهد و آنكس كه آن كار را انجام داد همان كسى باشد كه وى را وارد آن عمل ساخت.
[١] . بحار الأنوار ٧٧/ ١٤٠.