پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٣ - موضعگيرى قريش در برابر رسالت و پيامبر صلى الله عليه و اله و سلم
به خدا! چنين چيزى هرگز امكانپذير نيست. مطعم بن عدى بن نوفل اظهار داشت: اى ابو طالب! به خدا سوگند! پيشنهاد قومت بسيار منصفانه بود، ولى تو هرگز آن را نخواهى پذيرفت. ابو طالب در پاسخ گفت: به خدا سوگند! آنها از در انصاف وارد نشدند، ولى تو قصد دارى مرا (با پذيرش اين كار) به ذلّت بكشانى و قريش را بر ضد من بشورانى، اينك هرچه مىخواهى انجام ده.[١]
قريش با شنيدن اين سخن، اطمينان حاصل كرد كه براى راضىكردن ابو طالب جهت دست برداشتن از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم راهى وجود ندارد. ابو طالب وقتى به بدانديشى آنها پىبرد براى تضمين سلامت وجود مقدس برادرزاده خود و استمرار گسترش رسالتش، بهسرعت در پى اتخاذ تدابيرى پيشگيرانه برآمد. ازاينرو، بنى هاشم و بنى عبد المطلب را براى جلوگيرى از سوءقصد به جان رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم و حفظ و حراست از وجود مبارك وى، فراخواند. همه آنان بهجز ابو لهب به دعوت او پاسخ مثبت دادند. ابو طالب با ستودن موضعگيرى بنى هاشم، آنها را تشويق نمود و براى ادامه حمايت و پشتيبانى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم در آنها ايجاد انگيزه كرد.[٢]
موضعگيرى قريش در برابر رسالت و پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم
با گذشت چهار سال از نهضت نبوى، آيات فراوانى از قرآن كريم نازل گرديد، كه بيانگر عظمت توحيد و خداشناسى و دعوت به حق و اعجاز بلاغت قرآن بود و مخالفان پيامبر را بيم داده و تهديد مىكرد. اين آيات بر سر زبانها افتاد و در دل مؤمنان جاى گرفت و نزديكان و دوستان مجذوب شنيدن و فرا گرفتن آن شدند.
از آنجا كه بلاغت، در روح و روان مردم تأثير بسزايى داشت، قريش با
[١] . تاريخ طبرى ٢/ ٤٠٩؛ سيره نبوى ١/ ٢٨٦.
[٢] . همان ٢/ ٤١٠؛ همان ١/ ٢٦٩.