بانكدارى از نگاه اسلام - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٥٠ - بانك ها و مؤسسات دولتى و چگونگى به دست آوردن مالكيت سپرده ها
بانكها و مؤسسات دولتى و چگونگى به دست آوردن مالكيت سپردهها
ممكن است اين پرسش مطرح شود كه آيا مالكيت بانك دولتى با مالكيت دولت ارتباط مىيابد؛ زيرا بانك يك بخش از بخشهاى دولت است، در حالى كه فرض بر اين است كه دولت نمىتواند مالك بشود؟
در پاسخ به اين پرسش مىتوان گفت بانك داراى شخصيت حقوقى مستقل است. بنا بر اين، خود بانك مالك سپردهها و اموال مىشود، بدون اينكه از سوى كسى وكيل باشد يا بر كسى ولايت داشته باشد. در نتيجه، نفوذ تصرف بانك در اموال، متوقف بر اثبات وكالت يا ولايت شخص يا نهاد ديگرى نيست. بر اين اساس، بانك مالك سپردهها مىشود؛ بدون اينكه نيازمند مقدمهاى باشد. به عبارت ديگر، بانك به خودى خود قابليت اين را دارد كه مالك چيزى بشود و مالكيت وى مشروط به چيزى نيست و مانعى هم وجود ندارد تا از مالك شدن بانك جلوگيرى كند.
بر خلاف دولت كه نهادى اجرايى است و به عنوان وكيل جامعه و شهروندان خدمت مىكند، نماينده آنهاست و يا به عنوان ولايت عمل مىكند. ولايت حكومت زمانى محقق مى شود كه حكومت شرعى باشد. حكومت شرعى، حكومتى است كه بر پايه مالكيت خداوند يكتاى بىنياز