نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣٥٥ - ١١٣ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در امر بتقوى و پرهيزكارى و مذمّت از دنيا و دورى از آن و ترغيب بآخرت)
خدا و رسول و اوصياء آن حضرت رفتار مىنمايد) (٦) و گواهى مىدهم كه معبود بسزا نيست جز خداى يگانه كه شريك ندارد، و گواهى مىدهيم كه محمّد، صلى اللَّه عليه و آله، بنده و فرستاده او است، و اين دو گواهى (از روى صميم قلب و خلوص نيّت) گفتار (نيكو) و كردار (پسنديده) را اوج مىدهند (و در درگاه الهىّ به مورد قبول مىگذارند، و قبولى عبادت قولىّ و فعلىّ هم موكول به گفتن و ايمان باين دو اصل مسلّم است) كفّه ميزانى كه شهادتين را در آن مىنهند سبك نمىشود (با ايمان باين دو گواهى از بعضى اعمال اهمال شده صرف نظر مىنمايند) و كفّه ميزانى كه شهادتين را از آن بردارند سنگين نمىگردد (بى ايمانى باين دو گواهى هيچيك از اعمال پذيرفته نيست).
(٧) بندگان خدا شما را سفارش ميكنم بتقوى و ترس از خدا كه آن تقوى توشه (سفر آخرت) و پناه (از عذاب) است، توشهاى است كه (دارندهاش را بمنزل) مىرساند، و پناهى است كه (از سختيها) مىرهاند، (٨) شنواننده ترين دعوت كننده (رسول اكرم) مردم را بآن دعوت فرمود، و بهترين درك كننده (امام عليه السّلام) آنرا درك كرد (و بآن عمل نمود) پس دعوت كننده آنرا شنوانيد، و درك كننده آن رستگار گرديد.
(٩) بندگان خدا، تقوى و ترس از خدا و دوستان خدا را از ارتكاب حرام باز مىدارد، و خوف و ترس (از عذاب را) در دلهاشان قرار مىدهد، بطوريكه آنان را در شبها (براى نماز) بيدار و در شدّت گرمى روزها (براى روزه) تشنه نگاه مىدارد، پس آسايش (آخرت) را برنج (دنيا) و سيرابى (آنروز) را به تشنگى (امروز) تبديل نمودند، و مرگ را نزديك دانسته بانجام عمل نيكو شتافتند، و آرزو را دروغ پنداشته بسر رسيدن عمر را در نظر گرفتند، (١٠) پس دنيا سراى نابود شدنى و رنج و تغيير حالات و عبرتها است: و از جمله اسباب فناء و نيستى آنست كه روزگار (براى نابود كردن) تيرش را به چلّه كمان نهاده، تيرهاى آن بخطاء نمىرود، و زخمهايش مداواة نمىشود، تير مرگ را به زنده، و بيمارى را به تندرست، و سختى و ناجورى را به رستگار مىاندازد، خورندهاى است كه سير نمىشود، و نوشندهاى است كه عطش تمام نمىگردد. (١١) و از جمله اسباب رنج و سختى آنست كه مرد فراهم ميكند چيزى را كه نمىخورد، و بناء ميكند آنچه كه در آن سكونت نمىنمايد،