نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣٦٩ - ١١٨ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (بعد از جنگ نهروان زمانيكه اهل شام به اطراف عراق هجوم آورده بمردم ظلم و ستم مى نمودند)
قُطْبُ الرَّحَى تَدُورُ عَلَيَّ وَ أَنَا بِمَكَانِي فَإِذَا فَارَقْتُهُ اسْتَحَارَ مَدَارُهَا وَ اضْطَرَبَ ثُفالُها هَذَا لَعَمْرُ اللَّهِ الرَّأْيُ السُّوءُ وَ اللَّهِ لَوْ لَا رَجَائِي الشَّهَادَةَ عِنْدَ لِقَائِي الْعَدُوَّ لَوْ قَدْ حُمَّ لِي لِقَاؤُهُ لَقَرَّبْتُ رِكَابِي ثُمَّ شَخَصْتُ عَنْكُمْ فَلَا أَطْلُبُكُمْ مَا اخْتَلَفَ جَنُوبٌ وَ شَمَالٌ طَعَّانِينَ عَيَّابِينَ حَيَّادِينَ رَوَّاغِينَ إِنَّهُ لَا غَنَاءَ فِي كَثْرَةِ عَدَدِكُمْ مَعَ قِلَّةِ اجْتِمَاعِ قُلُوبِكُمْ لَقَدْ حَمَلْتُكُمْ عَلَى الطَّرِيقِ الْوَاضِحِ الَّتِي لَا يَهْلِكُ عَلَيْهَا إِلَّا هَالِكٌ مَنِ اسْتَقَامَ فَإِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ زَلَّ فَإِلَى النَّارِ.
١١٨ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (بعد از جنگ نهروان زمانيكه اهل شام به اطراف عراق هجوم آورده بمردم ظلم و ستم مىنمودند)
و آن بزرگوار (لشگرى فرستاده مىخواست براى يارى آنها لشگر ديگرى بفرستد) مردم را گرد آورده بجهاد ترغيب مىنمود، آنان زمانى دراز خاموش مانده چيزى نگفتند (١)، پس امام عليه السّلام فرمود: (شما را چه شده) آيا گنگ و لال گشتهايد (كه سخن نمىگوئيد و به رفتن بجهاد سستى مىنماييد)؟ گروهى از آنان گفتند: يا امير المؤمنين اگر تو بروى ما با تو خواهيم آمد (و اين سخن بهانه نرفتن بجنگ بود و حقيقتى نداشت) (٢) پس امام عليه السّلام فرمود:
چه شده شما را كه بطريق حقّ ارشاد نگشته براه راست هدايت نشدهايد؟ (٣) آيا در چنين موقعى سزاوار است كه من (براى جنگ از شهر) بيرون روم؟ در اين وقت بجنگ مىرود سردارى از دلاوران شما كه من او را بپسندم و از كسانيكه قوىّ و توانا باشند، (٤) و براى