نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٤١٢ - و قسمتى از اين خطبه است (در وصف پيغمبر اكرم)
(منها)
وَ كِتَابُ اللَّهِ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ نَاطِقٌ لَا يَعْيَا لِسَانُهُ وَ بَيْتٌ لَا تُهْدَمُ أَرْكَانُهُ وَ عِزٌّ لَا تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ.
قسمتى از اين خطبه است (در عظمت قرآن كريم):
(٤) كتاب خدا كه در ميان شما است گويايى است كه زبانش خسته نمىشود (در هر باب و راجع بهر چيز دنيا و آخرت راه مىنمايد) و خانهاى است كه اركان آن خراب نمىشود (هميشه باقى و برقرار بوده و از بين رفتنى نيست) و غالب است كه يارانش شكست نمىخورند (پيروان آن همواره عزيز و ارجمندند).
(منها)أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ تَنَازُعٍ مِنَ الْأَلْسُنِ فَقَفَّى بِهِ الرُّسُلَ وَ خَتَمَ بِهِ الْوَحْيَ فَجَاهَدَ فِي اللَّهِ الْمُدْبِرِينَ عَنْهُ وَ الْعَادِلِينَ بِهِ.
و قسمتى از اين خطبه است (در وصف پيغمبر اكرم):
(٥) خداوند حضرت رسول را فرستاد در زمانيكه هيچ پيغمبرى باقى نمانده و نزاع و زد و خورد و مجادله زبانى (انديشههاى گوناگون و اختلاف كلمه) برقرار بود (چون در جاهليّت گروهى بتها و برخى شيطان و جمعى خورشيد و طايفهاى حضرت مسيح و ديگران را مىپرستيدند) و او را بعد از همه پيغمبران آورده وحى را به آن حضرت ختم نمود (بعد از او پيغمبرى نمىفرستد) (٦) پس آن بزرگوار در راه خدا جهاد كرد با كسانيكه از خدا اعراض و دورى نموده و مثل و مانند برايش قرار مىدادند.