نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣٤٠ - ١٠٩ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در بيان اسباب تقرّب به خداوند و حفظ شعائر اسلام)
درماندگان) است، صدقه پنهانى گناه را مىپوشاند (بسبب آن خداوند عقاب معصيت و گناه را كم مىفرمايد) و صدقه آشكار مردن بد (مرگ ناگهانى، غرق شدن، سوختن، زير آوار رفتن و مانند آنها) را دفع ميكند، (١٠) و (دهم:) بجا آوردن كارهاى پسنديده (مانند احسان و نيكى و اصلاح بين برادران) كه كارهاى نيك، شخص را از مبتلى شدن بذلّتها و خواريها حفظ ميكند (نيكوكاران در دنيا و آخرت سر فراز بوده و بذلّت و بدبختى دچار نمىشود).
(١١) شتاب كنيد در ياد نمودن خدا كه ياد خدا بهترين ذكر است، و رغبت نمائيد در آنچه (بهشتى) كه به پرهيزكاران وعده فرموده كه وعده او راستترين وعدهها است، (١٢) و هدايت و راهنمائى پيغمبر خود را پيروى كنيد كه راهنمائى او بالاترين راهنمائى است، و به سنّت و طريقه او رفتار نمائيد، زيرا طريقه او هدايت كننده ترين سنّتها و روشها است، (١٣) و قرآن را بياموزيد كه نيكوترين گفتار است، و در آن انديشه و طلب فهم نمائيد كه قرآن بهار دلها است (همه گونه گلهاى علوم و حكمتها در دل مىروياند) و بنور هدايت آن شفاء و بهبودى (از بيمارى جهل و نادانى) بخواهيد كه قرآن شفاى (بيمارى) سينهها است، و آنرا نيكو بخوانيد (الفاظش را بى غلط خوانده معنيش را رعايت نموده در احكامش تفكّر و انديشه كنيد) كه آن سودمندترين گفتار است، (١٤) و (بايد رفتار عالم بقرآن طبق دستور باشد، چون) عالمى كه بر خلاف علمش رفتار كند بجاهل و نادانى ماند سرگردان كه از جهل و نادانى بهوش نيايد (آنجا كه علم سودى ندهد تدبيرى باقى نمىماند) بلكه حجّت و دليل بر عقاب او (در قيامت از حجّت و دليل بر عذاب جاهل) بيشتر است، و حسرت و اندوهش زيادتر، و نزد خدا توبيخ و سرزنشش افزونتر (چون دانسته معصيت و نافرمانى نموده و اهمّيّتى بدستور الهىّ نداده و بر خلاف آن رفتار كرده كه اين خود بزرگترين گناهان است).