نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٢٥٦ - و قسمتى از اين خطبه در وصف ملائكه است
(همه با هم دوش به دوش در صفّهاى عبادت بپرستش خداوند مشغول و از جاى خويش منحرف نشوند) و (از رنج در عبادات و بسيارى بندگى) راحتى و آسايش نطلبيده اند تا گردن از زير بار امر و فرمان حقّ تعالى تهى كرده تقصير نمايند (زيرا رنج و راحتى از لوازم مزاج حيوانى است و فرشتگان از اين اوصاف منزّه هستند) و بر تصميم و كوشش ايشان (در عبادات) نفهمى و فراموشى غلبه پيدا نمىكند، و شهوتها و خواهشها به تيرهاى خدعه و فريب همّت و كوشش آنان را (در طاعات) از بين نمىبرد (زيرا فرشتگان داراى قوّه شهويّه نيستند تا فريب خورده از عبادت دست بردارند) (٣٥) داراى عرش (خداوند سبحان) را براى روز حاجت و نيازمندى ذخيره قرار دادهاند، و رغبت و ميل ايشان بسوى او است حتّى زمانيكه خلايق از او دست برداشته به مخلوقات متوجّه گردند، بپايان منتهى درجه عبادت و بندگى او نمىرسند (زيرا مراتب و درجات معرفت و شناسايى خداوند متعال غير متناهى است، پس هر مرتبهاى تحصيل نموده بر طبق آن او را عبادت نمايند مرتبه بالاترى دارد، و وصول بمنتهى درجه عبادت او براى هيچكس ممكن نيست) و شوق و دوست داشتن اشتغال ايشان بطاعت و بندگى او بر اثر علاقهاى است كه در دلهاى آنان است و موادّ آن عبارت است از اميدوارى به رحمت و ترس از عذاب او كه هيچ گاه از آنها جدا نمىشود (هميشه داراى خوف و رجاء بوده از عبادت آنى منفكّ و جدا نمىگردند) و آنچه سبب خوف و ترس از عذاب است از نظر ايشان محو نگشته تا از خدمت و كوشش خود دست برداشته سستى و تنبلى نشان دهند، (٣٦) و طمعها (ى دنيوىّ) آنان را اسير و گرفتار نكرده تا بسيارى سعى و كوشش (دنيا) را بر جدّ و جهد (براى تحصيل سعادت هميشگى آخرت) اختيار نمايند، و اعمال و طاعاتى كه بجا آوردهاند بزرگ ندانسته اند (تا بسبب آن مغرور گشته به پاداش كردار خود اميدوار باشند) و اگر بزرگ دانسته بودند اميدوارى آنها (به پاداش عبادت) انواع خوف و ترس را از ايشان زائل مىساخت (در صورتيكه آنان هميشه خائف و ترسناك هستند) و بجهت استيلاى شيطان بر ايشان در باره پروردگارشان اختلافى نداشته اند (شيطان بر آنان دست نيافته تا در باب حقّ تعالى بر خلاف يكديگر سخن گويند) و جدائى از هم و بدى دشمنى با يكديگر آنها را متفرّق نساخته است، و كينه حسد بر يكديگر بآنان راه نيافته،