نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٢٥٤ - و قسمتى از اين خطبه در وصف ملائكه است
هستند و براى پيغمبران او زبانها و ترجمانانند و براى رساندن حكم و فرمانش آمد و رفت كنندگان) و همه فرشتگان را از شكّ و شبههها (وسوسههاى شيطان) معصوم نگاهداشت، پس نيست از ايشان كه از راه رضاء و خوشنودى خداوند منحرف گردد، و آنان را كمك و يارى كرده اسباب طاعات را بر ايشان فراهم نمود، و تواضع را كه مستلزم فروتنى و وقار و آرامى است شعار دلهاشان قرار داد، و ابواب سپاسگزارى و بزرگوارى خود را كه سهل و آسان است (شيطان و نفس امّاره جلوگير از آنها نيست) براى آنان گشود، و علامتهاى آشكار (ادلّه قطعيّه) بر نشانههاى توحيد و يگانگى خود را براى آنها برپا نمود، (٣٠) بار گناهان بر دوش آنان سنگينى فرود نياورده (مرتكب گناهى نمىشوند، زيرا داراى شهوات و نفس امّاره نيستند) و پى در پى آمدن شبها و روزها در ايشان تغييرى نداده (تا بسبب آن مانند بشر ضعف قوا و پيرى و شكستگى بآنها روى دهد) و ايمانشان را هيچ گونه شكّ و ريبى متزلزل نساخته و هيچ نوع ظنّ و گمانى بر يقين و باور محكم و استوارشان (بتوحيد و يگانگى خداوند) وارد نگشته (تا ظنّ و يقين با هم زد و خورد كرده سستى در ايمانشان هويدا گردد) و آتش كينه و دشمنى ميان ايشان (براى امتياز مراتب با يكديگر) افروخته نشده است (زيرا هيچيك از آنها بديگرى حسد نبرد تا سبب فتنه و فساد و دشمنى گردد) و حيرت و سرگردانى براى ايشان نيست تا معرفت و شناسايى حقّ را كه در دلهاشان جاى دادهاند از آنها بربايد (زيرا منشأ حيرت و سرگردانى معارضه و هم با عقل است و وهم در آنان راه ندارد) و عظمت و بزرگوارى حقّ تعالى در وسط سينههايشان جاى گرفته (كه بغير از خدا كسى در دل آنها راه نيافته) و وسوسهها (ى شيطان) در ايشان طمع نكرده تا بر فكر و انديشههايشان مسلّط شود (و دلشان را چركين كرده آنها را از ياد خدا باز دارد)، (٣١) از فرشتگان دستهاى هستند كه در ميان ابرهاى پر باران و در كوههاى بزرگ و بلند و در تيرگى تاريكى كه راه در آن گم گردد قرار گرفته اند (جمعى در ميان ابرها جاى گرفته موكّلند براى باريدن برف و باران و برخى در ميان كوهها براى حفظ و نگهبانى آنها و گروهى در تاريكىها براى راهنمائى مردمى كه راه را گم كرده و سرگردانند، و يا مقصود از اين جمله تشبيه آنان است در لطافت جسم به ابرها و در عظمت و بزرگى خلقت و آفرينش به كوهها و در سياهى