نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٤٠٤ - ١٣٠ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است كه بابى ذرّ، رحمه اللّه، فرموده هنگاميكه او را (از مدينه) به ربذه اخراج نمودند
شام بود رفتار ابى ذرّ را باو خبر فرستاد، عثمان نوشت به رسيدن نامه من او را بر شتر برهنهاى سوار كرده به مدينه باز بفرست، معاويه او را بر شتر بى جهازى سوار كرده روانه نمود و تا به مدينه رسيد پوست و گوشت رانهاى او سائيده شد، و او مردى بود ضعيف و لاغر و بلند بالا داراى موى سر و محاسن سفيد، چون چشم عثمان باو افتاد گفت: اى جنيدب خدا ترا بنعمت خود شاد مگرداند، ابو ذرّ گفت: اسم مرا نمىدانى، من جندب نام داشتم ولى پيغمبر اكرم مرا عبد اللّه ناميد و آنرا اختيار نمودم، عثمان آنچه كه از او در باره خود شنيده بود اظهار داشت، ابو ذرّ آنچه نگفته گفت من نگفتهام، وليكن از رسول خدا شنيدم كه چون طايفه شما بنى اميّه بسى مرد برسد مال خدا را براى خود اختيار كرده و بندگان او را خوار و دينش را تباه گردانند، پس از آن خدا بندگانش را از دست ايشان برهاند، عثمان از حضّار مجلس پرسيد شما اين سخن را از پيغمبر شنيدهايد؟ گفتند نه، گفت اى جندب واى بر تو به رسول خدا دروغ مىبندى؟ گفت من دروغگو نيستم، پس كسيرا به خدمت امير المؤمنين عليه السّلام فرستاد آن حضرت تشريف آورد از آن بزرگوار پرسيد چنين حديثى شنيدهاى، حضرت فرمود نشنيدهام و ليكن ابوذرّ راستگو است، گفت از چه راه راستگو است، فرمود از آن جهت كه از رسول خدا، صلّى اللَّه عليه و آله، شنيدم كه فرمود: ما أظلّت الخضراء و لا أقلّت الغبراء على ذى لهجة أصدق من أبى ذرّ الغفارىّ يعنى آسمان سايه نينداخت و زمين بر نداشت صاحب لهجهاى راستگوتر از ابى ذرّ غفارىّ، پس حضّارى كه از اصحاب پيغمبر بودند گفتند ما اين سخن را از پيغمبر شنيدهايم ابوذرّ راستگو است، عثمان رو به حضّار كرده گفت چه مىگوئيد در باره اين شيخ كه تفرقه و جدائى ميان مسلمانان انداخته، آيا او را بزنم يا حبس كنم يا بكشم يا از مدينه بيرون نمايم؟
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: اى عثمان من بتو مىگويم آنچه مؤمن آل فرعون در باره موسى بفرعون مىگفت «در قرآن كريم س ٤٠ ى ٢٨» وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ يعنى اگر دروغگو است كيفر دروغ گفتنش بر او است و اگر راست مىگويد پاره اى از آنچه را كه خبر مىدهد بشما مىرسد، زيرا خدا هدايت نمىكند و رسوا مىنمايد كسيرا كه افراط كرده بسيار دروغ گويد، عثمان بعد از شنيدن اين سخن