نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣٦٢ - ١١٤ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است كه هنگام طلب باران فرموده
كامل، فراوان، نيكو، پر بركت، گوارا، گياه آور، كه گياهش نموّ كرده شاخهاش ميوه داده برگش تر و تازه باشد كه بندگان ناتوان خويش را از بدبختى رهائى دهى، و شهرهايت را كه مرده (قحطى ديده) زنده گردانى (نعمت را در آنها فراوان نمائى) (٨) بار خدايا آب از تو مىطلبيم كه بسبب آن زمينهاى بلند ما پر گياه گردد، و در زمينهاى نشيب ما (نهرها و جويها) جارى شود، و اطراف و جوانب ما (دهات و شهرها) بفراخ سالى برسند، و ميوههاى ما فراوان گردد، و چهار پايان ما خوش گذرانند، و برسد به مردمان دور از ما، و استفاده كنند (سير آب گردند) مواضعى كه هميشه در آفتاب مىباشند (صحراء و مزارع) از بركات واسعه و كرمهاى بيشمارت بخشش نما بر آفريده شدگان نيازمندت، و بر حيوانات وحشىّ كه (در بيابان) رها كردهاى (و زاد و توشه ندارند) (٩) و بفرست بر ما بارانى كه زمين را تر كند (از خشكى برهاند) روان و پى در پى باشد، و بارانى كه باران ديگر را دفع نمايد (دانه آن به تندى دانه ديگر را بشويد و شتاب ببارد) بارانى كه برق آن نبارنده و ابر پهن آن در افق بىفايده و ابرهاى پراكندهاش سفيد و بارانهاى اندك آن با بادهاى سرد نباشد، تا اينكه بجهت فراوانى گياه آن قحطى زدگان فراخى (نعمت بسيار) بينند، و به بركت آن سختى كشيدهها آسايش يابند، زيرا تو باران را وقتى مىفرستى كه خلائق نوميدند، و رحمتت را (بر جهانيان) شامل مىگردانى، و تويى زمامدار و ستوده شده (باحسان. سيّد رضىّ فرمايد:) معنى سخنان شگفت آور در اين خطبه اينست:
فرمايش آن حضرت عليه السّلام انصاحت جبالنا يعنى كوهها بر اثر خشكى از هم شكافته شد، گفته ميشود (عرب مىگويد): انصاح الثّوب چون جامه شكافته گردد، و نيز گفته ميشود: انصاح النّبت و صاح و صوّح چون گياه پژمرده و خشكيده.
و فرمايش آن حضرت و هامت دوابّنا يعنى چهار پايان ما تشنه باشند، و هيام بمعنى تشنگى است. و فرمايش آن حضرت حدابير السّنين، حدابير جمع حدبار است