نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣٥١ - ١١٢ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در مذمّت دنيا و ترغيب بآخرت)
و شرّ و بديش آماده است (پس بينايان از آن ايمنى ندارند) و گرد آمدههايش فانى و نابود و دولتش از دست رفته و آباديش خراب مىگردد (پس خردمندان بآن دل نبندند) (٥) چه خير و نيكوئى است در سرائى كه مانند ساختمان شكسته و پى در رفته خراب ميشود؟ و چه در عمرى كه در آن سرا چون تمام گشتن و خورده شدن توشه بسر مىرسد؟ و چه در مدّتى كه مثل طىّ شدن راه پايان مىيابد؟ (٦) از خواستههاى خود قرار دهيد آنچه كه خدا بر شما واجب كرده (عبادت و بندگى و براى بدست آوردن آن سعى و كوشش نمائيد) و براى اداء آنچه از شما خواسته (عمل به فرمانش) از او كمك و يارى بطلبيد (هرگز نبايستى از اين درخواست غافل ماند، چون منشأ بدست آوردن سعادت هميشگى توفيقى است كه بهر كه خواهد عطاء فرمايد) و دعوت مرگ را به گوشهاى خود بشنوانيد (توشه براى اين راه پر خطر برداريد) پيش از آنكه شما را بخوانند (بميريد و تهى دست باشيد) (٧) دلهاى پارسايان در دنيا (از خوف خدا) مىگريد و اگر چه (بظاهر) خندان باشند، و حزن و اندوهشان (از عذاب الهىّ) سخت است و اگر چه (در نظرها) شادند، و (بجهت تقصير در طاعت و بندگى) خشم آنها بر نفسهاشان بسيار است و اگر چه بسبب آنچه بآنها داده شده (نيكوئى حالشان) مورد غبطهاند. (٨) ياد مرگ از دلهاى شما پنهان گشته (سختيهاى آنرا در نظر نداريد) و آرزوهاى دروغ شما را فرا گرفته پس دنيا از آخرت بشما بيشتر مسلّط گرديده، و دنياى در گذر از آخرت پاينده و برقرار شما را بيشتر بطرف خود برده است، (٩) و شما بر دين خدا با هم برادر (و يگانه) هستيد، ميان شما را جدائى نينداخته مگر ناپاكى باطنها و بدى انديشهها، به اين جهت بار يكديگر را بر نمىداريد (در هيچ كارى كمك هم نيستند) و پند و اندرز نمىدهيد، و (در نيازمنديها) بيكديگر بذل و بخشش نمىنمائيد، و با هم دوستى نمىكنيد!! (١٠) چه شده است شما را كه اندكى از دنيا را كه مىيابيد شاد مىشويد، و بسيارى از آخرت كه محروم مانده از دست مىدهيد شما را اندوهناك نمىكند؟ و چون كمى از (متاع) دنيا از دستتان برود شما را مضطرب و نگران مىنمايد بطوريكه حالت اضطراب و بيتابى از آنچه از دست شما رفته در روهاى شما و در كمى شكيبائيتان آشكار مىگردد؟ گويا دنيا جاى هميشگى شما است، و گويا متاع آن براى شما باقى و برقرار خواهد ماند!! (١١) و هيچيك از شما را در ملاقات برادر (هم كيش) خود كه مىترسد