نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٢٤٥ - و قسمتى از اين خطبه در بيان كيفيّت و چگونگى آسمان است (در تعقيب وصف قدرت و توانائى خداوند متعال در باب آفريدن اشياء، چگونگى آفرينش آسمان را «كه از مخلوقات شگفت آور و دلالت بر عظمت قدرت او دارد» بيان مى فرمايد)
هواء (فضاى گشوده) از اضطراب و بهم خوردگى نگاهداشت (چنانكه در قرآن كريم س ٢٢ ى ٦٥ مىفرمايد: وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ يعنى آيا نديده و ندانستهاى كه خداوند متعال آسمان را از افتادن بر زمين نگاه مىدارد مگر باذن و فرمان او، يعنى اگر خواست و اراده فرمود مىافتد) و فرمان داد اينكه در جاى خود توقّف نموده تسليم امر و اراده او باشد (چنانكه در قرآن كريم س ٣٠ ى ٢٥ مىفرمايد: وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ يعنى از جمله آيات و نشانههاى قدرت و توانائى او آنست كه بامر و اراده او آسمان بدون ستون و زمين بروى آب ثابت و بر قرار است) (٢٥) و خورشيد آنرا كه بينا كننده (روشنى دهنده) است علامت روز قرار داده، و ماه را كه نورش محو شده نشانه شب (محو ماه اشاره است باينكه نورش در پارهاى از شبها قسمتى از آن و در بعضى شبها تمامش پنهان مىگردد) پس آنها را در راههايى كه مسيرشان است روانه ساخت و حركتشان را در منازل و راههايى كه بايستى سير كنند تعيين نمود (چنانكه در قرآن كريم س ٣٦ ى ٣٨ مىفرمايد: وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ى ٣٩ وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ يعنى خورشيد بجائى كه برايش مقرّر گشته حركت ميكند و رفتن آنرا خدائى كه بهر چيز غالب و دانا است تعيين فرموده، و سير ماه را در منزلهايى مقرّر نموديم تا آنگاه كه چون بآخر منزلش رسيده بر گردد مانند چوب كهنه و خشك شده خرما كه باريك و زرد و كج شده بشكل هلال در آيد. خورشيد و ماه را علامت و نشانه روز و شب قرار داد) تا بسبب سيرشان شب از روز امتياز داشته عدد و شماره سالها و حساب كارها از روى حركت آنها دانسته شود (چنانكه در قرآن كريم س ١٧ ى ١٢ مىفرمايد: وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ، وَ كُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِيلًا يعنى شب و روز را دو علامت و نشانه بر قدرت و توانائى خود قرار داديم پس نشانه شب و نور آنرا محو نموده و نشانه روز را روشن قرار داديم براى اينكه افزونى در معيشت را از پروردگار خودتان در خواست نمائيد و شماره سالها و حساب در كارها را بدانيد، و ما هر چيزى را از امر دين و دنيا كه بآن نيازمند هستيد بطورى كه اشتباهى در آن رخ ندهد بيان كرديم) (٢٦) پس در فضاى آسمان فلك را (كره و جسم مستدير كه مدار نجوم به آنست) معلّق نگاهداشت،